چگونه با افراد بدقول رفتار کنیم؟
  • تا حالا آدم هایی را که قول می دهند در یک ساعت خاص بیایند اما نمی آیند را دیده اید؟
  • تا حالا شده کسی به شما قول داده باشد که کاری را انجام دهد، اما انجام ندهد؟
  • تا حالا شده کسی به شما برای انجام کاری، تعهد داده باشد اما باز هم انجامش نداده باشد؟
  • تا حالا شده فرزندتان قول داده کاری را انجام دهد، اما انجام نداده باشد؟
  • تا حالا شده فرزندتان قول داده فقط یک ساعت بازی کند، بعدش درس بخواند اما به قولش عمل نکرده باشد؟
  • تا حالا شده کسی به شما بگوید: من این کار رو تا این تاریخ و به این صورت انجام میدم! و بعداً سر انجامش بی چاره تان کرده باشد؟
  • جمله ی آخ یادم رفت! برایتان آشناست؟

 

از شاگردانم سؤال پرسیدم روش برخورد شما با آدم بدقول چگونه است؟ پاسخ آنها به این صورت بود:

  • خانم معتمد پویا دیگه بهش اعتماد نمی کنم.
  • کله اش رو می کَنَم!
  • خودخوری می کنم و ازش متنفر می شم!
  • دیگه روش حساب باز نمی کنم!
  • ازش تعهد می گیرم و اگه دوباره انجامش نداد، دیگه باهاش کاری ندارم!
  • اعتبارش برام پایین میاد و دیگه روی حرفاش حساب نمی کنم!
  • مثل نوشته روی یخ دیگه روش حساب نمی کنم!
  • دیگه برای انجام اون کار بهش اصرار نمی کنم بلکه به خودش بیاد!
  • سعی می کنم دلیلش رو بفهمم.
  • دیگه بهش اعتماد نمی کنم!
  • اگه اون شخص برام مهم نیست، مثلاً همسایه یا آشنای دور باشه، رابطه ام رو باهاش کم می کنم.
  • اگه از نزدیکانم باشه که نمیشه رابطه رو کم کرد، با گوشزد کردن، بالاخره حلش می کنم.
  • اگه از نزدیکانم نباشه اما بخوام رابطه ام رو باهاش حفظ کنم، دیگه ازش چیزی نمی خوام. یا اگه قولی داد، روی قولش حسابی باز نمی کنم!

واکنش شما به فرد بدقول، کدام یک از جملات بالاست؟

قبول دارید روبرو شدن با یک آدم بدقول چقدر اذیتمان می کند و از ما وقت و انرژی می گیرد؟

بیشتر ما وقتی کسی کاری را یادش می رود انجام دهد، طبق عادت می گوییم: دیگه تکرار نشه! او هم می گوید: چشم! حتماً! و دفعه ی بعد هم دوباره یادش می رود! قبول دارید؟

ما در کشوری زندگی می کنیم که متأسفانه انسان های بی مسئولیت زیادی در اطرافمان وجود دارند. بنابراین لازم است یاد بگیریم چگونه با افراد بدقول رفتار کنیم. یعنی یاد بگیریم چگونه انسان ها را به مسئولیت پذیری دعوت کنیم. در این آموزش یک راه خوب برای حل این مسئله را یاد می گیریم.

چگونه با افراد بدقول رفتار کنیم؟http://motamedpooya.com/

چگونه با افراد بدقول رفتار کنیم؟

روش اول- یکی از بهترین راه ها برای تعهد گرفتن از آدم های بدقول، این است که به جای دستور دادن، از آنها سؤالات زیر را بپرسیم:

  1. چه تعهداتی داری/داشتی؟ (قرارمون چی بود؟ چه قولی دادی؟)
  2. به نظرت به قولت عمل کرده ای؟ (با پرسیدن این سوال به او آگاهی می دهیم که تو به قولت عمل نکردی!)
  3. چه کار می کنی تا بتونی از این به بعد به قولت عمل کنی؟
  4. چطور مطمئن بشیم که حتماً انجامش می دی؟
  5. ممکنه در ادامه شرایط خاصی پیش بیاد که نتونی انجامش بدی؟
  6. می خواهی چه سیستمی راه بندازی که یادت نره؟
  7. اگه به قولت عمل نکردی، چه کار می کنی؟(تعیین تبعات یا جریمه ی منصفانه توسط خودش)

با پرسیدن این سوالات، افراد را به تعهدی که دارند دعوت می کنیم.

تصور کنید از یکی از اطرافیانمان بارها می خواهیم که یک کاری را برایمان انجام دهد و اگر نتوانست، قبلش به ما خبر دهد. اما هر بار می بینیم که انجام نداده و قبلش هم خبر نداده است!

در این شرایط گفتگوی خوب به این صورت است:

سؤال اول: چه تعهداتی داری/داشتی؟

من: قرارمون چی بود؟

او: این کار رو انجام بدم!

سؤال دوم: به نظرت به قولت عمل کرده ای؟

من: به نظرت به قولت عمل کردی؟

او: نه! یادم رفت!

سؤال سوم: چه کار می کنی تا بتونی به قولت عمل کنی؟

من: چه کار می کنی که از این بعد بتونی به قولت عمل کنی؟

او: نه، دیگه یادم نمیره!

سؤال چهارم: آیا ممکن است در ادامه شرایط خاصی پیش بیاید که نتوانی آن را انجام دهی؟

من: ممکنه یک اتفاق خوب یا بد بیوفته و دوباره یادت بره؟

او: نه،اصلاً یادم نمیره!

من: یعنی اصلاً امکان نداره؟!

او: بله خُب، ممکنه.

سؤال پنجم: چطور مطمئن بشیم که حتماً انجامش میدی؟

من: چطور می تونیم مطمئن شیم که دیگه یادت نمیره؟(دقت کنید که  این جمله را ملایم، احترام آمیز اما قاطعانه بیان کنیم. پس نه پرخاشگری می کنیم و نه بی خیالش می شویم!)

او: نمی دونم! به نظر شما چه کار کنم؟

سؤال ششم: می خواهی چه سیستمی راه بندازی که یادت نره؟

من: چه چیزی هست که به آدم یادآوری می کنه؟ (دقت کنید با اینکه خودش درخواست کرده اما باز هم دستور نمی دهیم.)

او: آهان! زنگ هشدار گوشیم! (با سوال پرسیدن کاری می می کنیم خودش راه حل را پیدا کند.)

من: پس یه اسکرین شات از زنگ هشدار گوشیت برام بفرست.

سؤال هفتم: اگر به قولت عمل نکردی، چه کار می کنی؟(تعیین تبعات یا جریمه ی منصفانه)

من: حالا اگه دوباره یادت رفت، چی؟(تعیین تبعات یا جریمه توسط خودش)

او: مطمئن باشید یادم می مونه.

من: حالا آدمیه دیگه، اگه یه موقع بازم یادت رفت، چه کار می کنی؟

او: 5 هزار تومن جریمه می شم.

فرض کنید دوستم گفته من ساعت 6 میام دنبالت با هم بریم بیرون و تازه ساعت 6:30 آمده و من کنار خیابان از گرما پخته ام!

در این شرایط گفتگوی خوب به این صورت است:

سؤال اول: چه تعهداتی داری/داشتی؟

من: عزیز جان، قرارمون چی بود؟

او: قرار بود بیام دنبالت بریم بیرون دیگه!

من: خُب، قرارمون ساعت چند بود؟

او: 6!

سؤال دوم: به نظرت به قولت عمل کرده ای؟

من: خُب، به نظرت به قولت به قرارت عمل کردی؟

او: نه!

سؤال سوم: چه کار می کنی تا بتونی به قولت عمل کنی؟

در این مرحله یک عده به اشتباه با تحکم و خشونت می گویند:  چرا عمل نکردی؟! ( با پرسیدن چرا؟ او فقط توجیه می کند و دلیل می آورد که ترافیک بود! بارون اومد! خواب موندم!)

نکته ی مهم: از پرسیدن چرا؟ خودداری کنیم.

من: چه کار میکنی که از این به بعد به قولت عمل کنی؟(گذشته را رها می کنیم و به آینده می چسبیم)

او: نه دیگه! از این به بعد زود میام!

سؤال چهارم: چطور مطمئن بشیم که حتماً انجامش میدی؟

من: خُب، چطور مطمئن بشیم که زود میایی؟

او: میام دیگه! دارم بهت میگم!

سؤال پنجم: اگر به قولت عمل نکردی، چه کار می کنی؟(تعیین تبعات یا جریمه ی منصفانه توسط خودش)

من: خُب، اگه این بار به قولت عمل نکردی چی؟ اگه دیر اومدی چی؟

حالا اگر دوستمان است، می گوید: خُب، باشه بابا! اگه دیر اومدم، یه ناهار مهمون من!

اگر همکار یا کارمندمان است، می گوید: خُب، جریمه ام فلان چیز باشه!

به نظر شما با گفتگوهای بالا کسی می تواند کاری را انجام ندهد؟

همانطور که ملاحظه کردید با پرسیدن سؤالات هدایت کننده به خواسته مان می رسیم. پرسیدن این سوالات باعث می شود بدون اینکه به او دستور داده باشیم، از او تعهد بگیریم. درحقیقت با سؤال پرسیدن او خودش به تعهد می رسد.

به نظر شما امکان دارد که دفعه بعد این شخص آن کار را دوباره انجام ندهد؟ به نظر من احتمالش خیلی کم است.نظر شما چیه؟

این روش برای کودکان هم به کار می آید.

وقتی فرزند 4 ساله ی شما قرار بوده یک ساعت تلویزیون ببیند اما الان سه ساعت شده است:

سؤال اول: چه تعهداتی داری/داشتی؟

شما: عزیزم قرار بود چقدر تلویزیون ببینی؟

او: دیگه اینو ببینم، تمومه!

شما: باشه، قرار بود چقدر تلویزیون ببینی؟

او: 3 ساعت!

شما: خُب، من فکر می کردم قرارمون 1 ساعت بود!

سؤال دوم: چه کار می کنی تا بتونی به قولت عمل کنی؟

شما: چه کار کنیم که سر زمان دیگه با هم اختلاف نداشته باشیم؟ (وقتی ما را می پیچاند، زرنگ باشیم!)

دفعه ی بعد میزان ساعتی را که قرار است تلویزیون تماشا کند، کنار ساعت بنویسید تا متوجه شود که در این خانه دروغ جایی ندارد و همه چیز مشخص است.

دفعه ی بعد از او سؤال بپرسید: الان چقدر داری نگاه می کنی؟

او: نه! نه! فقط همین یک دفعه بود!

سؤال سوم: اگر به قولت عمل نکردی، چه کار می کنی؟ (تعیین تبعات یا جریمه ی منصفانه توسط خودش)

شما: اگه دفعه ی بعد این مسئله دوباره تکرار شد، چه کار کنیم؟ (اجازه دهیم تبعاتش را خودش بگوید و می گوید)

او: دیگه هیچ وقت با من بازی نکن! (جریمه ی غیر منصفانه!)

شما: نمیشه که! شما فرزند منی!

بعد خودتان یک پیشنهاد جریمه ی منصفانه ی دیگر بدهید و از او تایید بگیرید که: موافقی؟

روش دوم- خودمان از قبل تبعات را  مشخص کنیم:

وقتی قرار میذاره و نمیاد، بگوییم:

  • ببین اگه دوباره سر قرار دیر بیایی، من منتظر نمی مونم. 
  • ببین اگه دوباره سر قرار دیر بیایی، فقط 10 دقیقه منتظر می مونم، نهایتاً. 
  • اگر دیر بیای و به من زودتر خبر ندی که دیر میایی، من این رو به نشانه ی بی احترامی می بینم.

دوستان عزیز در این مقاله یاد گرفتیم با پرسیدن سؤال و مشخص کردن تبعات از قبل، چگونه با افراد بدقول رفتار کنیم:

روش اول: سؤال بپرسیم:

  1. چه تعهداتی داری/داشتی؟ (قرارمون چی بود؟ چه قولی دادی؟)
  2. به نظرت به قولت عمل کرده ای؟ (با پرسیدن این سوال به او آگاهی می دهیم که تو به قولت عمل نکردی!)
  3. چه کار می کنی تا بتونی از این به بعد به قولت عمل کنی؟
  4. چطور مطمئن بشیم که حتماً انجامش می دی؟
  5. ممکنه در ادامه شرایط خاصی پیش بیاد که نتونی انجامش بدی؟
  6. می خواهی چه سیستمی راه بندازی که یادت نره؟
  7. اگه به قولت عمل نکردی، چه کار می کنی؟(تعیین تبعات یا جریمه ی منصفانه توسط خودش)

روش دوم: خودمان از قبل تبعات را مشخص کنم که اگر دوباره دیر بیایی، اینطوری خواهد شد.

 

دوستان عزیز لطفاً مرا در اینستاگرام فالو کنید تا از مطالب آموزشی رایگان در زمینه ی مهارت های ارتباطی بهره مند شوید:

اینستاگرام من

برگرفته از:

تئوری انتخاب

واقعیت درمانی در قرن بیست و یکم

دعوت به مسئولیت پذیری

بیشتر از یک نفر

15 دیدگاه

  • این روش واقعا عالیه ، هم طرف مقابل رو در حالت مقاومت قرار نمیدیم و هم به خواسته مون نزدیکتر میشیم

      مریم معتمد پویا
    • آقای یاوری،متشکرم که وقت گذاشتید این مقاله رو خوندید و نظر گذاشتید.
      بله،با سوال های درست پرسیدن، بدون متوسل شدن به زورگویی و اجبار به خواسته مون می رسیم.

  • مشکل اینه که افراد بدقول خودشون بهتر از همه از کارشون و دلیلش اگاهن

      مریم معتمد پویا
    • بله شکوفه جان،همینطوره.
      ما با روش های این مقاله، از آدم بدقول جوری تعهد می گیریم که نتونه از مسئولیتش فرار کنه.

      • مفید بود

          مریم معتمد پویا
        • پریسا جان،خوشحالم که برات مفید بوده.

  • اگه استاد یا دبیر بد قول بود چکار کنیم؟؟

      مریم معتمد پویا
    • ممنونم که این موضوع رو مطرح کردید.
      هانیه خانم ممکنه بگید بدقولی در چه زمینه ای؟ بیشتر توضیح می دید تا متوجه منظورتون بشم؟
      متشکرم.

  • من خودم شخصاً رو در رو به طرف مقابل می گم که نارحت شدم و باهاش قطع رابطه می کنم، حتی اگه ناراحت بشه!
    نمی دونم کارم درسته یا نه؟ ولی از از نظر روحی خودم راحت می شم!
    نمی دونم تأثیر داره یا نه؟ که شاید نداشته باشه چون نه دیگه با اون فرد کاری دارم نه دیگه برام مهمه!
    ولی حتماً برای دفعات بعد از این روش استفاده می کنم!
    خیلی ممنون!

      مریم معتمد پویا
    • بله، از این به بعد حتماً این روش رو هم امتحان کنید، بعد ببینید چی میشه.
      متشکرم از توجهتون.

  • داداش من بد قوله .
    وقتی چیزی ازم میگیره، میگه بعد بهت پس میدم ولی دیگه نمیده!
    و وقتی بهش میگی، میگه میخاستی بهم ندیش!
    و دیگه غیر ممکنه که اون وسیله رو ازش بگیری!
    ولی الان من اون وسیله رو میخام و واسه به دست اوردنش کلی تلاش کردم.
    حالا باید چیکار کنم که به قولش عمل کنه و چند روز دیگه بهم پس بده؟

      مریم معتمد پویا
    • سلام
      ایندفعه رو نمی دونم اما از دفعات بعد، قبل از اینکه بهش وسیله قرض بدید، ازش بپرسید:
      کی پس می دی؟
      چطور مطمئن بشیم که حتماً به قولت عمل میکنی؟
      اگه به قولت عمل نکردی، چه کار می کنی؟(تعیین تبعات یا جریمه ی منصفانه توسط خودش)

  • سلام
    من واقعا عتراف میکنم تا به حال اینطور از بدقولی یک انسان آزرده خاطر و ناراحت نشده بودم!
    شوهر خالم قول داده بود یک زمین تو روستا رو که جلوی منزل ماست به ما بفروشه(خودش تو شهر ساکنه)، من قبلا شنیده بودم برادرش(ساکن روستا) میخواد اونجا رو ازش بخره و کلا بی خیال شده بودم ولی وقتی برادرش رو دیدم باهم یه جایی بودیم سرکار، ازش رک پرسیدم اونم قاطع گفت نه واقعا اون زمین به دردم نمیخوره جالبه حتی برگشت بهم گفت جلوی خونه شماست یعنی شما بهترین و مناسب ترین نفر تو روستا برای خرید اون زمین هستین و خلاصه تشویقم کرد برای خرید..گفت حتما این کارو بکنید تا کس دیگه ای نخریده…..و من هم از اون روز به بعد تو فکر تامین بودجه برای خرید بودم.. بعد چند ماه برداشتم به شوهر خالم(صاحب خونه) زنگ زدم بهش گفتم چیشد زمینتون رو کسی خرید؟ بالاخره برادرتون اون زمین رو برداشت یا نه؟ گفت نه کسی نمیخواد و کلی حرف زدیم سر جزئیات و قرار شد جمعه هفته گذشته بیاد قولنامه کنیم و ما هم مبلغ 50 تومن پرداخت کنیم بهش؛ میدونید چی شد شب قبل از قرارمون برادر این شوهرخاله زنگ زد گفت برادرم(صاحب خونه) 20 تومن ازش گرفته تابستون امسال(20 تومن هم مونده تابستان سال بعد) تا این خونه رو بده به اون نه کس دیگه ای!!!!! من اینو شنیدم واقعا حالم گرفت بدجور! ما هم زنگ زدیم گفتیم شوهر خاله محترم این قضیه چیه که برادر محترمتون میگن؟!! اولش انکار میکرد و بعدش گفت نمیدونم یه پولی داده بودن به من و بعد گفتن همینی که هست و دیگه پول اضافه ای نداریم بدیم و این حرفا…..منم دَه تومنش رو برگردوندم و ده تومن دیگه مونده هنوز دستم!!!
    خلاصه میدونید یعنی چی؟ یعنی دیگه ما باید از فکر اون خونه بیاییم بیرون!!! البته که برای من خیلی مهم بود خیلی روش نقشه ها و طرح های خیالی ریخته بودم فقط و فقط بخاطر اینکه روبروی خونه مونه وگرنه هر جای روستا بود واقعا بدرد من نمیخوره! طوری که این مرد 50 ساله قول داده بود هم به من هم به پدرم؛ من خودم دیگه معالمه رو حتمی میدونستم و خوشحال بودم آنچه تو ذهنم بود داره کم کم عملی میشه… ولی حیف ایشون تو این سن این بدقولی و بی احترامی خیلی بد رو مرتکب شدن و من واقعا االان چند روزه حالم گرفته بدجور… البته نمیدونم وقتی دلم خنک میشه که از برادر صاحب خونه بپرسم تو برای چی به من گفتی اون خونه رو نمیخوای و من این همه مدت برای تامین بودجه خرید تلاش کردم و هزاران فکر تو سرم بود…بعد تو خلاف صحبتت پنهانی دنبال خرید اون زمین بودی اگر اون موقع بهم میگفتی من واقعا بی خیال اون زمین میشدم و میگفتم خب برادرشه اون تو اولویته و به این راحتی باهاش کنار می اومدم…ولی الان خیلی سخته واقعا…زمان میبره تا فراموش کنم…. حالم خیلی بده به خاطر از دست دادن چیزی که فکر میکردم دیگه تو دستمه ولی با بدقولی بزرگی مواجه شدم(هم بدقولی شوهر خاله به خاطر انکار کردن دریافت بیعانه از برادرش و قول فروش به اون و هم بدقولی برادر شوهر خاله برای گفتن چنین دروغی که من اون زمینو نمیخوام!)
    برخی مسائل برای دیگران خیلی ساده بنظر میان ولی خیلی روح و روان آدمی رو که با بدقولی محض روبرو شده آزار میدن…

      مریم معتمد پویا
    • چه بد. خیلی متأسفم.
      ظاهراً شما ناراحت شدید چون می خواستید به برنامه هایی که برای اون زمین در سرتون داشتید برسید و با بدقولی ایشون همه اش نقش بر آب شد.

      • ممنون از ابراز لطفتون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.