چگونه نه بگوییم تا دیگران را کمتر ناراحت کنیم؟

چگونه نه بگوییم تا دیگران را کمتر ناراحت کنیم؟
  • تا حالا شده کسی بخواهد از شما پول قرض بگیرد،بعد در رودربایستی قرار بگیرید و به او قرض دهید؟
  • تا حالا شده کسی با شما تماس بگیرد و بخواهد که به خانه تان بیاید اما با وجود اینکه شما آمادگی پذیرش مهمان را ندارید، درخواستش را بپذیرید؟
  • تا حالا شده همکارتان از شما درخواست کنید که جای او اضافه کار بمانید و نتوانسته باشید نه بگویید؟
  • تا حالا شده یک نفر بخواهد چیزی را به شما بفروشد، بعد برخلاف میلتان از او بخرید؟
  • تا حالا شده کسی از شما برای خیریه پول بخواهد، بعد نتوانید به او نه بگویید؟
  • تا حالا شده کسی از شما شماره تلفن بخواهد، بعد برخلاف میلتان به او شماره دهید؟
  • تا حالا شده بخواهید از یک گروه تلگرامی خارج شوید اما می ترسیدید که ناراحت شوند؟
  • تا حالا شده کسی از شما بخواهد که: میشه من رو هم توی مسیرتون برسونید و شما دلتان بخواهد که در ماشینتان تنها باشید؟
  • تا حالا شده کسی در زمانی که ناهار آمده است، به گفتگوی تلفنی ادامه دهد و چون غذا سرد می شود، شما دلتان می خواهد گفتگو را قطع کنید؟
  • تا حالا شده از اینکه لطف مکررتان، حق مسلم اطرافیانتان شده است، ناراحت و دلگیر شده باشید؟
  • برایتان پیش آمده که از اینکه نمی توانید به درخواست مدیرتان نه بگویید، کلافه شده باشید؟
  • تا حالا شده کسی به شما مشروب تعارف کند و نتوانید نه بگویید؟
  • تا حالا شده کسی به شما سیگار تعارف کند و نتوانید نه بگویید؟

در شرایط بالا چه کار می کنید؟

نه گفتن به درخواست دیگران، حق طبیعی ما انسان هاست.ما حق داریم نیازهایمان را در اولویت بگذاریم، بدون ایجاد زحمت برای دیگران.

اگر نه بگوییم، ارتباطاتمان شفاف تر می شود.اینطوری همه متوجه می شوند که تعارف الکی با کسی نداریم.بنابراین به خاطر نه گفتن، احساس  گناه نکنیم.البته یادمان باشد به همه نباید نه گفت.وقتی می توانیم به کسی کمک کنیم، حتما انجامش دهیم.

نه گفتن، برای ما انسان ها خیلی دشوار است.نه گفتن کار سختی است.افراد موفق خیلی راحت نه می گویند.یکی از شاگردانم می گفت خانم معتمد پویا، وقتی برخلاف میلمان به درخواست کسی بله می گوییم،در حقیقت به خاطر اینکه او را ناراحت نکنیم، خودمان را ناراحت کرده ایم.

اگر نتوانیم نه بگوییم:

  • آسایش کمتری خواهیم داشت.
  • جوری که بقیه می خواهند، زندگی می کنیم.
  • فکر می کنیم که دیگران از ما سوء استفاده کرده اند.
  • خشم و نفرت وجودمان را فرا می گیرد.
  • وقتمان تلف می شود.
  • در نهایت حالمان با خودمان بد می شود.به نظر شما چه چیزی بدتر از این است حالمان با خودمان بد شود؟

در این مقاله یاد می گیریم که چگونه نه بگوییم تا دیگران را کمتر ناراحت کنیم.

چگونه نه بگوییم؟

خیلی ها بلد نیستند که چگونه نه بگویند.آنها از نه گفتن می ترسند و خجالت می کشند که نه بگویند.مثلا وقتی کسی از او می خواهد که بچه اش را نگه دارد، نمی تواند نه بگوید و اذیت می شود.در نتیجه با قبول این پیشنهاد بهای زیادی را می پردازد.

یک عده هم دروغ می گویند.مثلا وقتی کسی از آنها پول می خواهد می گویند: ندارم!دستم تنگه!شرمنده!

یک عده هم خیلی خشن و محکم نه می گویند.مثلا می گویند: نمی دم! تو بدحسابی!

یک عده هم می پیچانند.مثلا می گویند: اجازه بده تا عصر بهت خبر بدم.عصر هم موبایلشان را خاموش می کنند!

تمام این روش های بالا نامناسب هستند.

در اینجا روش اصولی نه گفتن را یاد می گیریم.بهتر است جوری نه بگوییم که ملایم باشد.نه گفتن درست چهار مرحله دارد:

  1. تصمیم قطعی گرفتن
  2. همراهی اولیه یا تشکر
  3. گفتن نه با دلیل
  4. راهکار دادن

حالا به توضیح هر یک از مراحل بالا می پردازم:

اول – تصمیم قطعی گرفتن

در این مرحله تصمیم می گیریم که نه بگوییم یا درخواست را اجابت کنیم.بنابراین به این فکر کنیم که کسی که از ما درخواست کرده، چقدر پیش ما ارزش، اعتبار و جایگاه دارد.

  • آیا او فردی است که ارزش و اعتبار و بالایی برایمان دارد؟
  • آیا کسی است که خیلی دوستش داریم و کیفیت ارتباطمان با او برایمان مهم است؟

در این حالت اگر امکانش را داریم، به او بله بگوییم.این شخص می تواند دوست، فامیل همسر ، فامیل خود یا همکار باارزشمان باشد.

حالا اگر او شخص با ارزش و اعتباری است، اما ما امکانش را نداریم،باز هم نه بگوییم.

اگر او فردی است که برایمان هیچگونه ارزش و اعتباری ندارد، همینجا تصمیم بگیریم که به او نه بگوییم.بطور مثال به افراد غریبه و فروشنده ها خیلی راحت می توانیم نه بگوییم.

نقل قول:استادم آقای بهرام پور می گفت وقتی کسی از من می خواهد پول قرض بگیرد، یک استانداردی را برای خودم تعیین کرده ام.من با این شرط به کسی پول قرض می دهم که اگر هیچ وقت آن پول را پس ندهد، اختلالی در زندگی من ایجاد نشود.
نکته: توقع داشتن، یک نگرش اشتباه است.وقتی به کسی پول قرض دادیم، توقع داشته باشیم پس ندهد که اگر پس داد، خوشحال شویم.توقع داشتن، حال ما را بد می کند.

بنابراین در این مرحله بسنجیم که طرف مقابل چقدر برای ما ارزش دارد و اینکه آیا ما امکاناتش را داریم یا نه.این معیار، تعیین می کند که به درخواستی بله یا نه بگوییم.

پس یک چارچوبی از قبل برای تصمیم گیری داشته باشیم.

دوم – همراهی اولیه یا تشکر

قبل از اینکه نه بگوییم، کمی با او همراهی و همدلی کنیم.بنابراین در این مرحله کمی به او توجه می کنیم.

مثلا وقتی کسی از ما پول می خواهد، بپرسیم: خُب،به سلامتی ایشالله.این پول رو برای چه کاری می خواهی؟

یا وقتی او می گوید بهم پول قرض بده،می خوام ماشین جدید بخرم.بگوییم: چه خوب! انگار ماشینت دیگه قدیمی شده.

بنابراین کمی با او همراه شویم تا به او نشان دهیم که چون تو انسان مهمی هستی، به تو توجه می کنم.

یا وقتی میگوید: بیست میلیون تومن داری بهم قرض بدی چون چک دارم؟بیست روز دیگه ان شاء الله بهت برمی گردونم.یک گام با او همراه شویم: آخ آخ! واقعا چک داشتن هم دردسر داره ها!

نکته ی مهم: بیش از حد با او همراهی نکنیم، چون شخص مقابل بی جهت امیدوار می شود،بعد که به او نه می گوییم،حالش گرفته می شود!

گاهی به جای همراهی، می توانیم از او تشکر کنیم.

سوم – گفتن نه با دلیل

در مثال پول قرض دادن،دلیل نه گفتن به این صورت است:

متاسفانه الان پولم رو برای پروژه ی ساختمان سازی، کنار گذاشته ام.

متأسفانه الان خودم موجودی حسابم رو برای کار دیگه ای نگه داشته ام.

پس نیاز به به دروغ گفتن نیست.به جای اینکه بگوییم: ندارم! دلیل نه گفتنمان را بگوییم.

پس طوری نه می گوییم که طرف مقابل ناراحت نشود.در حقیقت نه ی غیرواضح می گوییم.

چهارم – راهکار دادن

در آخرین مرحله، اگر پیشنهاد دیگری داریم، حتما مطرح کنیم.خیلی از دوستان به اشتباه این مرحله را فراموش می کنند.پس اگر راه حل دیگری به ذهنمان رسید، حتما بگوییم.حواسمان باشد پیشنهاد الکی ندهیم که بعدا در انجامش بمانیم!

در مثال پول قرض دادن:

ببین من نمی تونم بهت پول بدم اما اگر برای وام، ضامن خواستی،من حاضرم ضامنت بشم(البته اگر واقعا حاضریم ضامن آن شخص شویم!).یا بگوییم: اجازه بده جستجو کنم اگه وام به کارت میاد، ببینم می تونم برات جایی رو پیدا کنم که وام خوب می دن که شما بتونی ازش استفاده کنی.

پس فرمول نه گفتن،به این صورت است:

  1. تصمیم قطعی گرفتن
  2. همراهی اولیه یا تشکر
  3. گفتن نه با دلیل
  4. راهکار دادن

در این جا چند مثال دیگر از نه گفتن با فرمول بالا را می زنم:

وقتی تماس می گیرد و می گوید: می خواهم چند ساعت یا چند روز به خانه تان بیایم :

تصمیم قطعی گرفتن:

دلمان نمی خواهد که بیاید چون آمادگی پذیرایی از مهمان را نداریم.

همراهی اولیه یا تشکر:

عزیزم ممنونم که با من تماس گرفتی و خوشحال می شدم اگه شرایط طوری بود که پذیرای شما بودم.

گفتن نه با دلیل:

اما الان شرایط به گونه‌ای هست که نمی‌تونم پذیرای شما باشم.(با این جمله یک دلیل بیرونی می آوریم که دست ما نیست.اینطوری برای نه گفتن ،مسئولیت کمتری به عهده ما قرار می گیرد.برخی ها در این مرحله به اشتباه می گویند: چون آمادگی شو ندارم!) 

راهکار دادن:

از اون طرف دوست ندارم از دست من ناراحت باشید، چه خدمت دیگه‌ای از من ساخته هست که شرمنده شما نشم؟

وقتی کسی می گوید: میشه توی مسیرتون من رو هم برسونید؟

تصمیم قطعی گرفتن:

چون آن شخص برایمان ارزش ندارد و می خواهیم تنها باشیم، تصمیم می گیریم که نه بگوییم.

همراهی اولیه یا تشکر:

برای همراهی از او بپرسیم:کدوم محله زندگی می کنید؟

گفتن نه با دلیل:

می توانیم بگوییم: متاسفانه در ماشینم کار شخصی دارم.می خوام فایل صوتی گوش بدم یا می خوام تلفن بزنم.

راهکار دادن:

اسنپ بگیرم براتون؟

وقتی کسی زمان ناهار، می خواهد به گفتگوی تلفنی ادامه دهد:

تصمیم قطعی گرفتن:

در اینجا آن شخص برایمان ارزش و اعتبار دارد.اما چون غذا سرد می شود،به او نه می گوییم.

همراهی اولیه یا تشکر:

در اینجا از او تشکر می کنیم: ممنونم از صحبت های خوبتون.

گفتن نه با دلیل:

در این مرحله به جای اینکه بگوییم :من گرسنه مه یا وقت ناهارمه،بگوییم:غذا اومده.با این جمله یک دلیل بیرونی می آوریم که دست ما نیست.اینطوری برای نه گفتن، مسئولیت کمتری به عهده ما قرار می گیرد.

در این مرحله می توانیم از طنز نیز استفاده کنیم:

  • بوی غذا میاد!
  • آقای/خانم فلانی، جاتون خالی! الان یه غذا گذاشتن جلوی من، بوش هم می خورره به دماغم، کاش بودید با هم می خوردیم!
  • آقای/خانم فلانی می تونم ازتون خواهش کنم کمک کنید برای حفظ جان بنده؟ الان غذا رو اوردند، همه دارند زیر چشمی منو نگاه می کنند، منتظر من هستند. یا باید قطع کنم یا این آخرین مکالمه مونه چون بعدش کشته می شم! اگه اجازه بدید من با شما در کمتر از ۳۰ دقیقه ی دیگه تماس بگیرم. اجازه می فرمایید؟

راهکار دادن:

به او پیشنهاد دهیم که بعد از ناهار، خودم با شما تماس خواهم گرفت(حتما زنگ بزنیم!).

وقتی کسی از ما شماره تلفن می خواهد:

تصمیم قطعی گرفتن:

چون نمی خواهیم با او ارتباط تلفنی داشته باشیم تصمیم می گیریم که نه بگوییم.

همراهی اولیه یا تشکر:

منم دوست دارم با هم در ارتباط باشیم.

گفتن نه با دلیل:

چون تلفن همراهم کاری هست نمی تونم بدم.

راهکار دادن:

می تونیم از طریق اینستاگرام با هم در ارتباط باشیم.این آی دی اینستاگراممه.

وقتی میگه: میشه جای من اضافه کار بمونی؟

تصمیم قطعی گرفتن:

تصمیم می گیریم که: نه، نمی خوام!

همراهی اولیه یا تشکر:

می دونم که کار داری و قطعاً اولویت های بالاتری داری.

گفتن نه با دلیل:

اما حقیقتش برای من امکان پذیر نیست، چون خودم یه سری دغدغه ها دارم.

راهکار دادن:

اما می خواهی تو گروه بذارم ببینم کی می تونه جات بمونه؟ یا اما می خواهی روزهای دیگه رو زودتر به من اطلاع بدی؟

وقتی کسی مشروب تعارف می کند:

تصمیم قطعی گرفتن:

چون اعتقاد به مشروب نداریم تصمیم می گیریم که نه بگوییم.

همراهی اولیه یا تشکر:

مرسی از تعارفتون.

گفتن نه با دلیل:

نمی خورم چون به معده ام نمی سازه.

راهکار دادن:

به جاش برام آب میارید؟

وقتی کسی سیگار تعارف می کند:

تصمیم قطعی گرفتن:

چون با سیگار مخالفیم تصمیم می گیریم که نه بگوییم.

همراهی اولیه یا تشکر:

مرسی از تعارفتون.

گفتن نه با دلیل:

چون برای ریه ام ضرر داره سیگار نمی کشم .

راهکار دادن:

آدامس دارید؟

حالا اگر برای بار بیستم بگوید: خُب،سیگار نمی کشی؟بیا حالا ایندفعه سیگار بکش! در اینجا نیاز به یک نه گفتن قاطع داریم که در عین قاطع بودن، مؤدبانه هم هست:

متشکرم، نه! لطف کن دیگه هم به من این پیشنهاد رو نده! اگه یکبار دیگه این پیشنهاد رو به من بدی، ارتباطم رو به کلی باهات قطع می کنم!

اگر طرف مقابل سماجت کرد و بارها درخواستش را تکرار کرد، ما از او سمج تر باشیم.آنقدر نه گفتن را تکرار کنیم تا کوتاه بیاید.

گاهی وقتی کسی از ما درخواستی کرد، ممکن است همان لحظه هول شویم، تحت فشار قرار گیریم و جواب درست را ندهیم. ما حق داریم که زمان بخریم.بنابراین از او زمان بخریم تا در فرصت مناسب به پیشنهادش فکر کنیم:

  • اجازه بدید بهش فکر کنم.
  • چون دوست ندارم بدقولی کنم، اجازه بدید الان جواب ندم.
  • اجازه بدید برنامه مو نگاه کنم.چون الان نمی خوام یه چیزی بگم که بعدا شرمنده ی شما بشم.
داستان:یکی از همکلاسی هایم می خواست کتابی را که خودش نوشته بود،به من بفروشد.من هم برای فرار از او مستقیما گفتم که نه!نمی خوام! با این کار نه را به سمت او پرتاب کردم.الان که فکر می کنم،می بینم بهتر بود ابتدا با او همراهی می کردم،یک دلیل نه گفتن می آوردم و در انتها به او راهکار دیگری می دادم. مثلا بهتر بود می گفتم:معلومه که  برای این کتاب زحمت زیادی کشیدی.چون قبلا دوره ی آموزشی این مبحث رو رفتم،الان بهش نیاز ندارم.می تونم کتابت رو به دوستام معرفی کنم.
داستان:در هر سفری که با تور می روم،یک گروه تلگرامی برای به اشتراک گذاشتن عکس ها تشکیل می دهند.بعد از مدتی در گروه فقط مطالب بی ارزش گذاشته می شود و چیزی به جز هدر رفتن وقت برایم ندارد.بنابراین تصمیم می گیرم که از گروه خارج شوم. در این شرایط این پیام را برای گروه می فرستم:دوستان خوبم از اینکه با شما همسفر شدم،بسیار خوشحالم.چون تلگرامم برایم جنبه کاری دارد،نمی توانم مطالب این گروه را بخوانم و شرمنده ی شما می شوم.بنابراین  همینجا از شما خداحافظی می کنم.امیدوارم که در آینده دوباره با هم همسفر شویم.
داستان:چند وقت پیش از خیریه تماس گرفتند و از من پول خواستند.من قبل از آن به یک خیریه ی دیگر کمک کرده بود.اما در رودربایستی قرار گرفتم و به حسابشان پول ریختم. در این مورد بهتر بود می گفتم:موافقم که کمک مالی به انجمن های خیریه،مهمه.برای همین قبلا به یکی از انجمن های خیریه ی دیگه، پول داده ام.به جاش می تونم به صورت رایگان به بچه های بی سرپرست تحت پوشش اونجا، آموزش مهارت های ارتباطی بدم.
داستان: سر یکی از کلاس هایم،یک نفر از من پرسید:خانم معتمد پویا ،کپسول ژلوفن دارید؟منم سریع گفتم نه! بهتر بود می گفتم: سرتون درد می کنه؟ نه متاسفانه ندارم.بذارید از دوستم بپرسم ببینم داره یا نه.
داستان: بعد از مدتی گفتگو با یکی از خواستگارانم، تصمیم گرفتم که به او جواب منفی دهم.دلیل جواب منفی من این بود که رفتار او مورد پسندم نبود.بنابراین خواستم برای رد کردن او از مراحل نه گفتن استفاده کنم.به او گفتم: از همصحبتی با شما خوشحال شدم.چون با هم تناسب نداریم،مایل به ادامه ارتباط با شما نیستم.می تونم یکی دیگه از دوستانم را به شما معرفی کنم. چون دلیل نه گفتنم مبهم بود، او پرسید که در چه مورد با هم تناسب نداریم؟ در آن لحظه برایم سخت بود که بگویم از رفتار شما خوشم نیامده است.بنابراین حرف را عوض کردم.ولی او در ذهنش این سوال مانده بود که چرا با هم تناسب نداریم؟

پیشنهاد من برای مراحل خواستگاری این است که اگر طرف مقابل به ما جواب منفی داد، از او دلیلش را پرس و جو نکنیم.چون دلیل نپسندیدن او، رفتار یا ظاهر ماست، او چون می ترسد با گفتن دلیل، باعث ناراحتی مان شود، از گفتنش طفره می رود.

داستان:یکی از خواستگاران دختری از آشنایانمان،بعد از سه جلسه،انصراف داد.دختر اصرار داشت که دلیل این انصراف را بداند.دختر نمی دانست که پسر سختش است که دلیل واقعی را بگوید.

تکنیک بله، اگه

بطور مثال شخصی می گوید: میشه این پروژه رو با هم انجام بدیم؟

اگر برایمان سخت است که به او نه بگوییم، جواب درست: بله، اگر که به من بتونید زمان بدید من سه تا چهار ماه دیگه شرایط رو بررسی کنم، حتماً. سپس سه چهار ماه دیگر بررسی می کنیم و آن موقع جواب می دهیم. بعد از گذشت سه چهار ماه، آن شخص اشتیاقش کمتر شده و ما راحت تر از قبل می توانیم به او نه بگوییم.

بله گفتن به کسی که با او تعارف داریم

اگر می خواهید به کسی بله بگوییم و با او تعارف داریم، بهتر است حداقل به او بگوییم که چه بهایی را داریم می پردازیم. بطور مثال مدیر می گوید: میشه این کار رو بکنی؟ حالا اگر نمی خواهیم به او نه بگوییم، جواب درست: بله، فقط امروز به همسرم قول دادم که امروز زود می رم، باید بزنم زیر قولم! اگر شما دستور می دید، چشم!

نه گفتن به مدیر

نه گفتن به مدیر، متفاوت با نه گفتن به سایر آدم هاست. وقتی مدیر از ما درخواست می کند، ما خیلی راحت نمی توانیم نه بگویم. قبول دارید؟ بطور مثال اگر به مدیر بگوییم: متأسفم! خیلی دوست دارم انجام بدم، ولی نمی تونم! کاملاً طبیعی است که مدیر هم پاسخ می دهد: متأسفم! دیگه در خدمتتون نیستیم!

بنابراین در این شرایط، گفتن یک نه ی حرفه ای، اهمیت زیادی دارد.

بطور مثال وقتی مدیر می گوید: سریع نامه ها رو بنویس و بهم بده!

روش اول- جای فلان کار انجامش بدم؟

بگوییم: جای این کار که گفتید برچسب ها رو بزنم، انجام بدم یا اول برچسب ها رو بزنم و بعد نامه ها رو بنویسم؟

روش دوم- الان اولویت کدومه؟

بطور مثال بگوییم: ممکنه بگید الان اولویت کدومه؟ این کار قبلیه که گفتید یا این کاری که الان گفتید؟

روش سوم- آخرین فرصت من کی هست؟(پرسیدن دوباره)

تصور کنید مدیری داریم که دمدمی مزاج است. یعنی وقتی یک ایده به ذهنش می رسد، می خواهد به سرعت آن را عملی کند. و بعد ما سریع می رویم و آن کارها را انجام می دهیم. سپس مدیرمان پس فردا می بیند که آن ایده خوب نبوده! در نتیجه تمام زمانی را که برای آن کار گذاشته بودیم، به هدر می رود و حرص می خوریم!

بنابراین در این شرایط، خیلی مهم است که بپرسیم: آخرین فرصتی که برای انجام این کار دارم، کی هست؟

امروز یکشنبه است و می گوید: تا آخر روز سه شنبه انجامش بده.

سپس در ابتدای روز سه شنبه که می خواهیم آن کار را انجام دهیم، یک بار دیگر از او بپرسیم: آقا/خانم فلانی، قرار شد این کار رو انجام بدم، این کاره هنوز در اولویته یا الان اولویت های بالاتری هست؟

روش برخورد با افراد درخواست کننده

درخواست کننده ها افرادی هستند که مدام از ما چیزی را درخواست می کنند! یک بار درخواست، مسئله ای ندارد، با کمال میل به آنها کمک می کنیم. اما زمانی این مسئله دردسرساز می شود که: لطف مکرر، حق مسلم! یعنی آنها فکر می کنند که دیگر وظیفه مان است! و دائماً از ما درخواست می کنند.

در اینجا سه روش روبه رو شدن با افراد درخواست کننده را یاد می گیریم.

روش اول- مکث کنیم

یکی از روش های خیلی خوب، مکث کردن است. بطور مثال:

می گوید: می تونی این کار رو برای من انجام بدی؟

حتی اگر می توانیم انجامش دهیم، بگوییم: اجازه بده من ۵ دقیقه ی دیگه بهت خبر میدم.

بعد از گذشت ۵ دقیقه، بگوییم: بله، می تونم.

این مکث کردن، کمک می کند که لطف مکرر ما، حق مسلم آنها نشود.

روش دوم- درخواست کردن

خیلی وقت ها خودمان هم از آن شخص، درخواست کنیم. این درخواست کردن، کمک می کند کمک می کند که لطف مکرر ما، حق مسلم آنها نشود.

روش سوم- تکنیک بله، اگر

بطور مثال خواهرمان می گوید: می تونی تا پای کامپیوتر هستی، فرم ثبت نام اینترنتی من رو هم پر کنی؟

بگوییم: بله، اگه فقط برای من یه قهوه درست کنی، بیاری! یا اگه واسه من میوه بیاری!

دوستان خوبم در این مقاله یاد گرفتیم که

چگونه نه بگوییم بدون اینکه دیگران را ناراحت کنیم.مراحل نه گفتن به صورت زیر است:

  1. تصمیم قطعی گرفتن
  2. همراهی اولیه و تشکر
  3. گفتن نه با دلیل
  4. راهکار دادن

همچنین روش نه گفتن به مدیر را یاد گرفتیم:

  • روش اول- جای فلان کار انجامش بدم؟
  • روش دوم- الان اولویت کدومه؟
  • روش سوم- آخرین فرصت من کی هست؟(پرسیدن دوباره)

و با روش برخورد با افراد درخواست کننده، آشنا شدیم:

  • روش اول- مکث کنیم
  • روش دوم- درخواست کردن
  • روش سوم- تکنیک بله، اگر

اگر شما هم تجربه ای در این زمینه دارید،خوشحال می شوم که در قسمت نظرات با من به اشتراک بگذارید.

دوستان عزیزم مرا در اینستاگرام فالو کنید تا از مطالب آموزش رایگان در زمینه ی مهارتهای ارتباطی بهره مند شوید:

اینستاگرام من

برگرفته از:

کتاب روانشناسی اعتراض

چگونه در هر موقعیتی قاطع باشیم؟

دوره رفع خجولی

رسالت من این است که دانش و مهارتم را در زمینه ی علم ارتباطات زیاد کنم و با کیفیت مناسب به دیگران آموزش دهم تا در کنار یکدیگر، کشورمان ایران را جای بهتری برای زندگی کردن کنیم.

اینستاگرام من
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۵ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. zizi
    ۱۰:۱۵ ۱۳۹۹/۰۶/۰۹

    سلام مرسی مطالبتون عالی بود
    درمورد دوستانی ک فقط زمان منفعت و برای تقلب کردن از رومون برای امتحان ما رو یادشون میفته چی کار کنیم؟ خود اون اشخاص کاری برام نمیکنن
    مثلا مجبور میشم باهاشون برای امتحان برم بیرون دفه پیش هیچکدوم چیزی بلد نبودن من همه سوالا رو جواب دادم یکم حس بدی داشت. از اوقاتی ک باهاشون میگذرونم خوشم میاد ولی این اخلاقشونو نمیپسندم. نمیشه گفت کامل ارزش ندارن
    حتی یکی از دوستان ک اینجوریه پشت سرم حرف میزنه و دوروعه باهاش زیاد رابطه ندارم اما موقع این چیزا یادم میفته واقعا نمیدونم چیکار کنم

    • مریم معتمد پویا
      ۱۱:۴۶ ۱۳۹۹/۰۶/۱۱

      خواهش می کنم.
      شما فکر می کنید که دوستانتون شما رو فقط برای منافع خودشون می خواهند و از این بابت، ناراحتید، درسته؟
      شما می خواهید همچنان به این دوستی ادامه بدید چون باهاشون بهتون خوش می گذره، درسته؟
      به نظرم بهتره برای جلوگیری از دلخوری هاتون، بهشون بگید که در ازای کاری که براشون انجام می دید، چه توقعاتی ازشون دارید.
      برای این کار، آموزش روش برخورد با افراد بی معرفت، بهتون کمک می کنه.
      پیروز و تندرست باشید.

    • مریم معتمد پویا
      ۵:۳۶ ۱۳۹۹/۰۶/۱۸

      یکی از روش های خوب برای رو به رو شدن با افرادی که خیلی زیاد از شما درخواست می کنند، مکث کردنه. یعنی وقتی میگه: می تونی این کار رو واسه من انجام بدی؟حتی اگر می تونید انجام بدید، بگید: اجازه بده من سه دقیقه دیگه بهت خبر میدم، بعد، سه دقیقه ی دیگه، بهش بگید: بله. این کمک می کنه لطف مکرر شما، حق مسلم شون نشه.
      یا خیلی وقت ها با روش (بله، اگر)، خودتون هم از او شخص، درخواست کنید. این کمک می کنه که بدونند لطف مکرر شما، حق مسلمشون نیست.
      بطور مثال میگه: می تونی تا دستت به پرینتره، از مدرک من هم پرینت بگیری؟
      بگید: بله، اگه فقط یه چایی واسه من بیاری!

      • لبخند
        ۱۱:۱۴ ۱۳۹۹/۰۷/۲۶

        درود به شما.ممنون از مطالب خوب و مفیدتون.

        • مریم معتمد پویا
          ۹:۲۳ ۱۳۹۹/۰۷/۲۹

          خوشحالم که تونستم نظرتون رو جلب کنم.
          از همراهی شما سپاسگزارم.