چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

تا حالا در شرایط سختی قرارگرفته‌اید که نمی‌دانستید چگونه سر صحبت را باز کنید؟تا حالا شده درجایی می‌خواستید با فردی ارتباط برقرار کنید اما نمی‌دانستید چطوری؟تا حالا شده از کسی خوشتان آمده اما نمی‌دانستید چطوری با او سر صحبت را بازکنید؟ چگونه سر صحبت را باز کنیم؟
هنر سر صحبت باز کردن یکی از مهم‌ترین هنرها و مهارت‌هایی است که هر شخص باید آن را یاد بگیرد.

اگر ما مهارت سر صحبت باز کردن را به‌خوبی ندانیم، در اجتماع با سختی‌هایی روبه‌رو خواهیم شد.درنتیجه، ارتباط با آدم‌های جدید، فرصت‌ها و شانس‌های بیشتر را از دست می‌دهیم.

اگر ما مهارت‌های سر صحبت باز کردن را یاد بگیریم،ایده‌ها،ارتباطات،قدرت مدیریت،تأثیرگذاری،فرصت‌ها و ثروت بیشتری خواهیم داشت.

سر صحبت باز کردن،جرقه گفتگو را می‌زند.در ادامه، روش‌هایی را برای باز کردن سر صحبت ارائه می‌دهم.

اغلب ما آدم‌ها از اینکه با افراد جدید سر صحبت را بازکنیم، می‌ترسیم.گفتگو با دیگران مخصوصاً افرادی که از قبل نمی‌شناسیم، ساده نیست.

چرا می‌ترسیم؟

تربیت ما در کودکی باعث شده که از باز کردن سر صحبت با دیگران خودداری کنیم.وقتی کودک بودیم،پدر و مادرها به ما یاد داده‌اند که با غریبه‌ها حرف نزن!

بچه که بودیم این پیام به دردمان می‌خورد،چون این‌طوری امنیتمان حفظ می‌شد.با این روش، کسی نمی‌توانست گولمان بزند و از ما سوءاستفاده کند.

دلیل دیگر این است که بیشتر ما از ترس مواجه‌شدن با بی‌اعتنایی، سر صحبت را باکسی باز نمی‌کنیم.این ترس، نمی‌گذارد که با آدم‌های جدید ارتباط برقرار کنیم.

چگونه بر ترسمان غلبه کنیم؟

برای غلبه بر ترس، لازم است که کمی خطر کنیم.خطر کردن بخشی از زندگی ماست.پس به خودمان یادآوری کنیم که اگر کسی که او را نمی‌شناسیم به ما محل نگذارد، چه اهمیتی دارد؟

لازم است بپذیریم که همان‌طور که ما از همه آدم‌ها خوشمان نمی‌آید،باقی انسان‌ها هم حق‌دارند از ما خوششان نیاید.پس اگر کسی به ما محل نگذاشت زیاد بزرگش نکنیم و به خودمان نگیریم.

بنابراین حتی اگر خجالت می‌کشیم، بازهم پا پیش بگذاریم.سعی کنیم از این به بعد به غریبه‌ها به چشم مردمی نگاه کنیم که می‌توانند تجربیات جدیدی را به ما اضافه کنند، نه به چشم کسانی که باید از آن‌ها بترسیم.

نقل‌قول:غریبه‌ها همان دوستان شما هستند که هنوز آن‌ها را نمی‌شناسید.

انتظار، تنها زمان ما را هدر می‌دهد.پس این فکر را از سرمان بیرون کنیم که اگر صبر کنیم، افراد جالب با پای خودشان به سراغمان خواهند آمد.چنین اتفاقی هرگز نمی‌افتد.

7 راهکار عالی برای کنترل خشم
ادامه ی مطلب

موقعیت‌های خوب نصیب افرادی می‌شود که خود دست‌به‌کار می‌شوند و قدمی برمی‌دارند.

پس احتمال پذیرفته نشدنمان را بپذیریم و در سلام کردن به آدم‌های غریبه، پیش‌قدم شویم.بیاییم دل به دریا بزنیم.

یادآوری:همان‌طور که ما از روبرو شدن با آدم‌های جدید می‌ترسیم، دیگران هم از ما می‌ترسند.وقتی وارد یک مکان جدید می‌شویم، آدم‌ها از اینکه به سمت ما بیایند و با ما گفتگو کنند، می‌ترسند.پس اگر ما پیش‌قدم شویم، قهرمان ماجرا هستیم، چون کار  سخت را ما انجام داده‌ایم.

تشخیص افراد پذیرا

همان‌طور که در فصل گذشته توضیح دادم،حواسمان به زبان بدن دیگران باشد. پیدا کردن آدم‌های تنهایی که زبان بدن باز دارند،احتمال طرد شدن را کاهش می‌دهد.

اگر طرف مقابل به گفتگو با ما علاقه نداشت، چه کنیم؟

داستان:در سفری که سال نودوپنج به روستای ابیانه داشتم،تلاش کردم با یکی از دخترهای همسفر،سر صحبت را بازکنم.بنابراین از تجربه سفرهای قبلی‌اش از او پرسیدم.او به جواب‌های خیلی کوتاه بسنده می‌کرد و هیچ جوره به من راه نمی‌داد.بیشتر سرش در گوشی‌اش بود.انگار دلش می‌خواست تنها باشد.ممکن است به‌تنهایی نیاز داشت.شاید حالش خوب نبود.از واکنش سرد او ناراحت شدم.بنابراین گذاشتم به حال خودش باشد.بعداً که به این موضوع فکر کردم فهمیدم یادم رفته بود که آدم‌ها حق‌دارند که ما را نپذیرند.

چنانچه طرف مقابل به تمایل ما به گفتگو پاسخ نمی‌دهد،هرگز به گفتگو کردن اصرار نکنیم.صرف‌نظر از اینکه چقدر از ایستادن در صف یا نشستن در اتاق انتظار خسته و کسل هستیم، سایر افراد وظیفه ای در سرگرم کردن ما ندارند.

همچنین به گفتگو با بغل‌دستی در هواپیما،قطار،اتوبوس یا مترو اصرار نکنیم.اگر ما کسی هستیم که از گپ زدن با غریبه‌ها لذت می‌بریم،به دنبال روش‌های دیگری برای گذراندن وقت خود باشیم.زیرا شانس پیدا کردن فرد دیگری که او هم به گپ زدن با غریبه‌ها علاقه‌مند باشد،کم است.

چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

تا حالا شده در یک محیطی با یک نفر آشنا شده باشید، به او سلام کرده باشید، سپس یک‌دفعه زبانتان بندآمده باشد؟و بعدش یک سکوت ناخوشایند به وجود آمده باشد؟در این زمان، مدام در ذهنتان دنبال یک موضوع برای ادامه گفتگو می‌گردید اما چیزی به ذهنتان نمی‌رسد؟بعدازاین سکوت سخت،آشنای جدیدتان از پیشتان می‌رود و شما یک فرصت خوب را ازدست‌داده‌اید.

بهانه ها دلیل نرسیدن ما به اهدافمان
ادامه ی مطلب

آغاز مکالمه، سخت‌ترین قسمت ماجرا است که اگر به‌خوبی انجام نشود، گفتگو به‌درستی شکل نمی‌گیرد یا حتی ممکن است اصلاً شکل نگیرد.

اگر بتوانیم به‌خوبی مکالمه را شروع کنیم، این شروع خوب می‌تواند منشأ گفتگوهای دلپذیر و آشنایی‌های پایدار بعدی باشد.

برای شروع صحبت، بهتر است بعد از سلام، سؤال‌هایی که پاسخ دادن به آن‌ها آسان است، مطرح کنیم.هدف این سؤالات این است که به شخص بفهمانیم من دوست دارم بیشتر با شما آشنا شوم.

مأموریت ما در اینجا این است که طرف مقابل را وادار کنیم دربارهٔ خودش سخن بگوید.معمولاً افراد از اینکه به آن‌ها فرصت داده شود که حکایت‌هایشان را تعریف کنند،خوششان می‌آید.این‌جوری بدون اینکه تلاش زیادی کرده باشیم،به موفقیت می‌رسیم.

دریکی از سخنرانی‌هایم،به پنج روش مناسب برای باز کردن سر صحبت اشاره کردم.این پنج راه، باعث زدن جرقه گفتگو می‌شوند:

پنج راه برای پرسیدن سؤال مناسب شروع

راه اول چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

اولین راه این است که می‌توانیم از یک‌چیز شخص تعریف کنیم و به دنبال آن، یک سؤال مرتبط با آن چیز بپرسیم.

نقل‌قول:آیا می‌دانید تعریف و تمجید چیست؟تعریف و تمجید از دیگران چیزی است که وقتی نمی‌دانید چه چیز دیگری بگویید، می‌گویید.

همه ما دوست داریم اولین کلمه‌هایمان برای طرف مقابل جذاب باشد و می‌خواهیم که او از ما خوشش بیاید.برای رسیدن به این هدف، یک نکته مثبت در ظاهر او پیدا کنیم و با یک حالت دوستانه از او تعریف کنیم.به‌طور مثال در مورد کاری که می‌کند،لباسی که پوشیده یا حرف‌هایی که می‌زند.

سپس بلافاصله سؤالی مرتبط با آن تعریف از او بپرسیم.بعد که او پاسخ می‌دهد،کافی است به صحبت‌های او علاقه نشان دهیم.ابراز علاقه به صحبت‌های طرف مقابل، جهت پیشبرد گفتگو، ضروری است.

نقل‌قول:برای آدم‌ها شنیدن اینکه چقدر استثنایی و شگفت‌آور هستند،همیشه دلپذیر و جذاب است و هیچ‌وقت از آن سیر نمی‌شوند.

مثال:

  • چقدر شالتان زیباست، از کجا خریدید؟
  • در برخورد با مسئول پذیرش خیلی صبوری کردید، همیشه این‌قدر صبور هستید؟
  • چه ساعت قشنگی دارید.مارکش چیه؟
  • کیفتان چقدر خوشگل است، از کجا خریدید؟
  • کفشتان چقدر خاص است، با آن‌ها راحت هستید؟
  • عاشق لباست شدم. از کجا خریدی‌اش؟
داستان:چند وقت پیش برای شنا کردن به استخر رفته بودم.برای اینکه بتوانم باخانمی سر صحبت را بازکنم،به او گفتم عینک شنایتان که شیشه‌اش رفلکس رنگی هست، الآن مد شده.از کجا آن را خریده‌اید؟آن خانم یک لبخند به من زد و گفت از مادرم قرض گرفتم،نمی‌دانستم مد شده است.من هم در ادامه، کلی از ویژگی‌های خوب عینکش گفتم و این‌گونه گفتگویمان ادامه پیدا کرد. این بار می‌خواهم در استخر به خانم جدید دیگری نزدیک شوم و به او بگویم چقدر خوب شنا می‌کنید.شنا کردن را کجا یاد گرفتید؟

راه دوم چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

راه دوم این است که به خصوصیات ظاهری آن فرد دقت کنیم.به چیزی که آن شخص با خودش حمل می‌کند یا لباس فرم خاصی که پوشیده است، نگاه کنیم.

در کمتر از نود ثانیه چگونه دیگران را جذب خود کنیم؟
ادامه ی مطلب

به‌طور مثال این چیز خاص می‌تواند،کتاب،مجله،کاردستی،پای گچ گرفته،آلت موسیقی،وسایل ورزشی،آرم خاص روی لباس،پوشه آرم دار،لباس فرم یک شرکت خاص،پیام روی تی‌شرت،خال‌کوبی،بچه ، سگ ، غذا و …. باشد.

بعد از برقراری ارتباط چشمی و لبخند، یک سؤال درباره آن چیز خاص از او بپرسیم.

مثال

  • وقتی کسی را با دوربین عکاسی می‌بینیم،از او بپرسیم که آیا از عکس‌هایش راضی هست؟مدل دوربینش چیست؟عکاس حرفه‌ای هست یا غیرحرفه‌ای؟
  • چه بچه نازی دارید،چند وقتش است؟
  • چه سگ خوشگلی،چه نژادی هست؟ اسمش چیست؟
  • کتابی که دارید می‌خوانید چطور است؟ توصیه‌اش می‌کنید؟
  • غذایی که دارید می خورید چطوره؟ منم سفارش بدم خوبه؟
داستان: چند وقت پیش در یک تور تهران‌گردی به منطقه سیروس، شرکت کردم.دختری با یک دوربین عکاسی حرفه‌ای از صحنه‌ها عکس می‌گرفت.این باعث شد یک نفر دیگر، سر صحبت را درباره این موضوع با آن دختر، باز کند.

مثال‌های دیگر:

  • وقتی می‌بینیم کسی لباس تیم پرسپولیس پوشیده است، از او بپرسیم: از لباست معلوم است طرفدار تیم پرسپولیس هستی،به نظرت در بازی با تیم استقلال، چند چند می‌برند؟
  • وقتی می‌بینیم آرم شرکت خاصی روی لباسش است بپرسیم:شما در شرکت فلان کار می‌کنید؟اوضاع آنجا چطور است؟

راه سوم چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

راه سوم، طرح سؤال در مورد دکوراسیون داخلی خانه یا دفتر کار است.دکوراسیون می‌تواند فرصتی را برای گفتگو ایجاد کند.

چطور با افراد غرغرو رفتار کنیم؟
ادامه ی مطلب

به‌طور مثال یک مدرک قاب شده روی دیوار می‌تواند موضوع خوبی برای صحبت باشد:

  • چی شد که توانستی مدرک نجات‌غریق را به دست آوری؟

هر شیئی می‌تواند باب صحبت را باز کند:

  • این مجسمه چقدر زیباست،نماد چه چیزی است؟

هر عکسی می‌تواند صحبت گشا باشد:

  • این عکس مربوط به چه زمانی است؟
  • این آدم‌ها در این عکس، چه کسانی هستند؟

راه چهارم چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

راه چهارم، طرح سؤال در مورد مکان یا موقعیتی هست که در آن حضور داریم.می‌توانیم در مورد آن مکان یا موقعیت،کسب اطلاعات کنیم.

مثال:

  • ببخشید من این دوروبر دنبال یک باشگاه ورزشی خوب می‌گردم، جایی را سراغ دارید به من معرفی کنید؟
  • من قبلاً اینجا نیامده‌ام.شما عضو این باشگاه هستید؟
  • این موسیقی، شمارا یاد چیزی نمی‌اندازد؟
  • آیا افراد حاضر در این جمع را می‌شناسید؟
  • شما کدام ایستگاه پیاده می‌شوید؟
  • انگار در این مهمانی به همه دارد خوش می‌گذرد، نه؟
  • شما آن خانم با لباس آبی را می‌شناسید؟
  • تا حالا این‌همه گل دیده بودید؟
  • اینجا، جای کسی هست؟
  • چه نامزدی باحالی هست،عروسی‌شان هم میایید؟
  • خانه‌تان این نزدیکی‌ها است؟
  • می‌خواهید برای شما هم آب بیاورم؟
  • غذا واقعا عالی بود. فلان غذا را امتحان کردید؟
  • بیسکوئیت میل می فرمایید؟
  • غذا بکشم براتون؟
  • برای شما هم آب بیارم؟
  • برای شما هم چایی بیارم؟
  • شما اول می فرمائید داخل؟
  • اینجا همیشه این‌قدر شلوغ است؟
  • این اولین بار است که به این رستوران می‌آیم، می‌توانید یک غذای خوب به من معرفی کنید؟
  • در سمیناری که شرکت کرده‌ایم،از کسی که نمی‌شناسیم، بپرسیم: انگیزه‌تان از شرکت در این سمینار چیست؟در مورد سخنران چیزی می‌دانید؟
  • در هواپیما: چقدر صندلی‌ها کوچک‌اند! چقدر همه‌جا پر از کیف و چمدان است، نه؟
  • آیا همیشه اینجا می‌آیید؟
  • درباره‌ی این مراسم از کجا خبردار شدید؟
  • آیا شمارا قبلاً جایی دیدم؟چهره‌تان برایم آشناست.
  • قبلا اینجا بوده‌اید؟
  • همیشه ازاینجا خرید می‌کنید؟
  • این نزدیکی‌ها گل‌فروشی سراغ دارید؟
  • چیزی در مورد این فیلم شنیده‌اید؟
  • من جای پارک پیدا نکردم.این حوالی، پارکینگ عمومی سراغ دارید؟
  • کجا می‌توانم ساعتم را تعمیر کنم؟
  • می‌بینم که اسکیت‌بازی می‌کنی، یک مربی اسکیت خوب به من معرفی می‌کنی؟
  • اولین بار است که به این بانک می‌آیم.به نظرتان چطور است؟
  • اولین بار است که به کرمان سفر می‌کنم، شما قبلاً کرمان رفته‌اید؟
داستان: در سفرهایم برای باز کردن سر صحبت، از آدم‌های جدید می‌پرسم: من اولین بار است که با این آژانس سفر می‌کنم، قبلاً با این آژانس سفر رفته‌اید؟کجاها؟
نکته:به‌جای من شما را نمی‌شناسم؟بهتر است بگوییم:فکر می‌کنم قبلاً یکجایی همدیگر را دیده باشیم.

وقتی کسی را می‌بینیم که نیاز به کمک دارد، پیشنهاد کمک یک روش عالی دیگر برای باز کردن سر صحبت است.

8 دسته از خلافکاران گفتگو که نباید جزء آنها باشیم+قوانین گفتگو
ادامه ی مطلب

مثال:

  • وقتی می‌بینیم کسی سردرگم است، به او بگوییم: دنبال آدرس خاصی می‌گردید؟من با این محل آشنا هستم.
نقل‌قول:هر گفتگویی به‌طورقطع زندگی شما را تغییر نمی‌دهد، ولی هر گفتگویی ممکن است چنین کند.
نقل‌قول:خوش‌خلقی در گفتگو مقبول‌تر از بذله‌گویی است و هوای خاصی به چهره می‌دهد که دوست‌داشتنی‌تر از زیبایی است.
داستان: در عروسی اخیری که رفتم به خانمی که نمی‌شناختم گفتم ما فامیل داماد هستیم،شما چطور؟خانم با لبخندی پاسخ داد که او هم فامیل داماد است.این‌گونه یک نقطه مشترک پیدا کردیم و به گفت‌وگو ادامه دادیم.
داستان: در یک عروسی دیدم یکی از آشنایان به‌راحتی با پرسیدن سؤال شما دو نفر خواهر هستید؟ سر صحبت را با آن دو باز کرد.

راه پنجم چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

راه پنجم،اگر کمی بیشتر دقت کنیم،از رفتار آدم‌ها چیزهای زیادی دستگیرمان می‌شود.

من چپ‌دست هستم.گاهی وقت‌ها شخص جدید از من می‌پرسد،چپ‌دست بودن سخت است؟من هم در ادامه برایش از دردسرهای چپ‌دست بودن می‌گویم.

مادرم دست خط زیبایی دارد.هر بار که در یکجای جدید، فرمی را پر می‌کند، کارمندان آنجا با این موضوع سر صحبت را با او باز می‌کنند.آن‌ها می‌گویند: چقدر خطتان زیباست.کلاس رفته اید؟ آنگاه مادرم از تعریف آن‌ها به وجد می‌آید و این‌گونه به گفتگو کردن با یکدیگر ادامه می‌دهند.

این مثال‌ها نشان می‌دهد،چگونه با توجه نشان دادن به کسی می‌توانیم گفتگو را به جریان بیندازیم.

نقل‌قول: من یکی از معتقدان جدی این عقیده هستم که باید به مهمان‌ها اجازه دهم با موضوعات معمولی شروع کنند تا اینکه رویشان باز شود و با درجه حرارت اتاق هماهنگ شوند.حتی هوا، یا وضعیت آب‌وهوا موضوعات خوبی برای باز کردن سرصحبت هستند.

پس با پنج‌تا راه شروع سر صحبت آشنا شدیم.حالا وقت تمرین است.مهارت باز کردن سر صحبت مثل یادگیری فوتبال و شنا نیاز به تمرین دارد.تا آن را تمرین نکنیم،چیزی یاد نمی‌گیریم.با تمرین،یواش‌یواش می‌بینیم که در گفتگو کردن مهارت پیداکرده‌ایم.اول کار ممکن است کلی خرابکاری کنیم.خرابکاری‌های اولیه، طبیعی و بخشی از یادگیری مهارت‌های ارتباطی است.گاهی پیش می‌آید بعد از پایان ارتباط به ذهنمان می‌رسد که اگر این‌طوری شروع می‌کردم،بهتر بود.این نشان می‌دهد که ما در مسیر یادگیری هستیم و دفعه بعد بهتر خواهیم شد.

اقدامک:وقتی به سوپرمارکت می‌روید، با یکی از پنج روش گفته‌شده با فروشنده آنجا سلام و احوالپرسی کنید.

وقتی در یک مهمانی موضوعی برای شروع گفتگو پیدا نکردیم،چه کنیم؟

حالا تصور کنید در یک عروسی از یک نفر خوشمان می آید ولی هر چه می گردیم چیز  جالب یا تعریفی در او پیدا نمی کنیم تا از راه آن سر صحبت را باز کنیم.سوالی هم در مورد موقعیت یا مکان جاری به ذهنمان نمی رسد تا از او بپرسیم.

چگونه با 3 روش کاربردی حسادت نکنیم؟[تجربیات شخصی خودم]
ادامه ی مطلب

هنوز یک راه دیگر وجود دارد.برویم به میزبان بگوییم او کیست؟می شود مرا  به او معرفی کنی؟

حالا اگر سر میزبان شلوغ بود و نمی خواستیم او را از بقیه مهمان ها جدا کنیم،تا جایی که ممکن است از میزبان درباره شغل آن غریبه،علائق و سرگرمی هایش بپرسیم تا با کمک آنها بتوانیم سر صحبت را با آن فرد باز کنیم.

فرض کنید میزبان میگوید او مریم است،شغلش را نمی دانم چیست.اما می دانم عاشق سفر کردن است.حالا آن چیزی که می خواستیم را بدست آوردیم؛به سراغ مریم میرویم و به او می گوییم،سلام،شما مریم هستید،درسته؟فاطمه چند لحظه پیش داشت می گفت شما اهل سفر هستید.تا حالا کجاها سفر کردید؟

اقدامک:این بار که به عروسی دعوت شدید، از روش او کیست؟برای برقراری ارتباط با غریبه ها استفاده کنید.

حالا یاد گرفتیم که چگونه سر صحبت را باز کنیم؟

بخشی از کتابم به نام جرقه

پیشنهاد می کنم جهت یادگیری بیشتر سرصحبت باز کردن و ادامه دادن گفتگو،کتاب جرقه را از لینک زیر تهیه نمایید:

کتاب جرقه

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۴ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. سالارمیرجلیلی
    ۷:۳۱ ۱۳۹۸/۰۷/۱۴

    سلام.خیلی خیلی خوب نوشتید.جمله بندی ها و منظم بودن متن ها و حتی خود موضوع خیلی برام جذاب بود.مرسی.امیدوارم تو کارهاتون موفق. باشید.

    • مریم معتمد پویا
      ۸:۲۱ ۱۳۹۸/۰۷/۱۶

      آقای میرجلیلی، خوشحالم که این مقاله مورد توجه شما قرار گرفته است.متشکرم از لطفتون.

  2. یوسفی
    ۲:۱۰ ۱۳۹۸/۱۱/۱۹

    واقعا این نوشته عالیه با همین نوشته و رعایت کردنش ادم میتونه سرنوشتش رو عوض کنه من این روش رو میدونستم التبه نه کتابی بلکه ناخود اگاه و همین کار باعث شد با یه کسی اشنا بشم که مسیر زندگیم رو عوض کنه

    • مریم معتمد پویا
      ۷:۱۲ ۱۳۹۸/۱۱/۱۹

      متشکرم که نظرتون رو نوشتید.
      بله، مهارت سرصحبت باز کردن و گفتگو، فرصت های خوبی رو در پیش روی ما قرار می ده.