قضاوت عجولانه،آفت روابط

قضاوت عجولانه،آفت روابط

یادم می آید تابستان نود و هفت جهت خرید نگهدارنده ی موبایل ،به بازار موبایل ایران واقع در خیابان حافظ تهران رفتم.وقتی وارد یکی از مغازه ها شدم به فروشنده سلام کردم.فروشنده با مکث فراوان،جواب سلامم را داد.از این رفتارش ناراحت شدم.در مورد او قضاوت عجولانه کردم.

با خودم گفتم چقدر مغروره! وای به حال فروشنده ای که اینطوری با مشتری هاش برخورد کنه!

خلاصه با اکراه راجع به کالای مورد نظرم از او سؤال پرسیدم.وقتی به سؤالاتم پاسخ می داد، متوجه شدم که دچار لکنت زبان است.در این هنگام از قضاوت بی موردم واقعا شرمنده شدم.از این به بعد نسبت به او احساس دلسوزی کردم.

ذهن من کاملا تغییر کرد.او برایم از یک فروشنده ی  مغرور به یک فروشنده ی مهربان تبدیل شد!

این داستان نشان می دهد که مغز ما دوست دارد که خیلی زود قضاوت کند و تصمیم بگیرد.ذات ما انسان ها جوری است که می خواهیم یا صفر ببینیم یا یک.یعنی یک آدم از نظر ما یا صفر است(فروشنده ی مغرور و از خودراضی!) یا یک است(فروشنده ی مهربان!).

هر شخصی می تواند یک آدم خوب و محترم باشد اما بدی هایی هم داشته باشد.مثلا یک شخص می تواند آدم خیّر و کارراه اندازی باشد اما پشت سر دیگران غیبت کند.

داستان دوم: یادم می آید در مورد چگونگی بهبود سایتم نیاز به مشورت داشتم.در نتیجه در اینستاگرام به یکی  از یکی از هم دوره ای هایم که سایت خوبی دارد، پیام دادم.متوجه شدم که پیامم را دیده است اما بعد از گذشت  چهار ساعت هنوز جوابم را نداده بود.با خودم گفتم: چه آدم بدجنسیه! دوست نداره بقیه مثل خودش پیشرفت کنند!  شب که شد دیدم با حوصله ی فراوان مرا راهنمایی کرده است.چون پاسخ به سؤال من نیاز به زمان زیادی داشت او شب که در اوقات فراغتش این کار را انجام داد.باز هم من قضاوت عجولانه کردم…. او برایم از یک آدم بدجنس به یک آدم با حوصله و مهربان تبدیل شد!

داستان سوم: یک بار در تلگرام دیدم که یکی از آشنایانمان که خانمی متاهل است،عکس شوهرش را جای خودش گذاشته است! با خودم گفتم: اینقدر عاشق شوهرشه که عکس اونو گذاشته جای خودش! بعدها متوجه شدم که آن خانم سیم کارتش را به همسرش داده بود.باز هم قضاوت عجولانه کردم…

داستان چهارم: در یک دوره ی آموزشی شرکت کرده بودم.در جلسه ی اول یک آقایی سر کلاس خیلی صمیمانه دست خانمش رو گرفته بود.با خودم گفتم:اینا کلاس درس رو با سینما اشتباه گرفته اند! حتما دوست دخترشه! در جلسات آخر دوره با خانمش دوست شده بودم.آن خانم می گفت اوایل دوره از اینکه آیا از پس این دوره ی سخت بر می آیم یا نه، دچار اضطراب شدیدی بودم.سر کلاس ها دچار تپش قلب زیادی می شدم.

من متوجه شدم که همسرش برای آرامش دادن به او، سر کلاس دستش را گرفته بود.آن آقا همسرش بود نه دوست پسرش! باز هم قضاوت عجولانه کردم…

برخی آدم ها هم بر اساس اینکه اگر شماره ی کسی همراه اول است یا ایرانسل، او را قضاوت می کنند.اگر همراه اول باشد، آدم حسابی هست.اگر ایرانسل باشد،آدم حسابی نیست… نظر شما چیست؟

این داستان ها نشان می دهند که ما چقدر راحت آدم ها را قضاوت می کنیم.

چرا قضاوت می کنیم؟

ماهیت مغز ما انسان ها بر قضاوت کردن است.مغز ما طوری طراحی شده است که قضاوت عجولانه می کند تا سریع تصمیم بگیرد که چه رفتاری داشته باشد.

اما در دنیای پیچیده ی امروز، قضاوت عجولانه ، کار درستی نیست و در نهایت به ضررمان تبدیل می شود.

عدم قضاوت عجولانه باعث بهبود ارتباطات ما خواهد شد.

۴ راهکار برای بهبود قضاوت

۱- ببینیم این موضوع اصلا به ما ربطی دارد یا نه؟

یعنی اصلا لازم است من قضاوت کنم یا نه؟ اصلا به من ربطی دارد که این کیست؟رابطه اش با او چطوریست؟ اصلا به من ربطی دارد که آن شخص این پول را از کجا آورده است؟

اگر به ما مربوط نیست، آن موضوع را از ذهنمان خارج کرده و هیچ اقدامی انجام ندهیم. و با هیچ کس راجع به آن موضوع صحبت نکنیم.

حالا اگر به ما مربوط است،به سراغ راهکارهای بعدی برویم.

۲- قبل از اظهار نظر سؤال بپرسیم.

در داستانی که همکلاسی ام سه چهار ساعت جواب پیام مرا نداد،بهتر بود قبل از اینکه او را عجولانه بدجنس قضاوت می کردم، از او سوال می پرسیدم:  میشه بگید چی شده که جواب پیام من رو نمی دید؟ آن وقت او توضیح می داد که گذاشتم هر وقت که فراغت داشتم پاسختون رو بدم.

بنابراین قبل از هر اظهار نظری، سؤال بپرسیم.

یام می آید در کارگاهم یکی از شاگردانم  مدام با گوشی اش کار می کرد.با خودم گفتم چقدر نسبت به حرف های من بی توجه است.حتما حوصله اش سر رفته و مطالب مرا دوست ندارد.از او دلخور شدم.

بعد ها متوجه شدم چون کاغذ و خودکار همراهش نبود، برای نوشتن نکات کلاسم از موبایل استفاده می کرد!

باز هم قضاوت عجولانه کردم…..یک آدم بی توجه به درس برایم به یک آدم علاقمند به درس تبدیل شد.

اگر قبل از قضاوتم از او می پرسیدم: مسئله ای براتون پیش اومده که دارید با موبایل کار می کنید؟ او برام دلیلش را توضیح می داد.

۳- قطعی صحبت نکنیم.

 تا وقتی از چیزی مطمئن نیستیم، آن را به زبان نیاوریم که: حتما اینطوریه!

مثلا من در داستان همکلاسی ام و خانمش ،قطعا قضاوت کردم که: حتما دوست دخترشه! در مورد شاگردم قضاوت کردم که حتما حوصله اش سررفته و مطالبم را دوست ندارد.

بنابراین از اظهار نظر قطعی خودداری کنیم.

بهتر است برای عدم قطعیت از عبارات زیر استفاده کنیم:

  • به نظرم میاد.
  • برداشتم اینه،نمی دونم درسته یا نه.
  • نظر شخصی من اینه.

تا جایی که امکان دارد واقعیت هایی را که می بینیم بگوییم.

مثلا

 به جای: به من محل نذاشت،حتما از من خوشش نمیاد.

بگوییم: به من نگاه نکرد.

سپس نیازمان را با او در میان بگذاریم : وقتی موقع سلام و احوالپرسی به چشم هام نگاه نمی کنی،ناراحت می شم. چون نیاز دارم بیشتر بهم توجه کنی.دوست دارم قشنگ به من نگاه کنی.

او ممکن است تا وقتی ما به او نگفته بودیم که دوست داریم به ما نگاه کند،متوجه نبوده که این رفتارش ما را رنج می داده و اینقدر برایمان مهم بوده است.

دوستان خوبم یادمان باشد که اگر دلخوری هایمان را با کسی در میان نگذاریم،این دلخوری تبدیل به یک زخم عمیق و چرکین می شود که به سختی ترمیم خواهد شد.قبول دارید؟

۴- تفکر صفر و یک نداشته باشیم.

اینکه با دیدن یک رفتار منفی از کسی که دوستش داریم،بگوییم: دیگه از چشمم افتاد، نشان دهنده ی تفکر صفر و یک است.

پس یک شخص را یا خوب یا بد نبینیم.هیچ کس کامل نیست.قبول دارید؟هر انسانی یک سری ویژگی های مثبت دارد و یک سری ویژگی های منفی.

بنابراین آدم ها را همانطوری که هستند، بپذیریم.

اشتباه رایج: بعضی از شاگردانم می گویند: خانم معتمد پویا قضاوت نکردن مساوی با هالو بودن است!

در صورتیکه که منظور من هالو بودن نیست.منظور من این است که قبل از قضاوت کردن، اطلاعاتمان را با سوال پرسیدن از او کامل کنیم.

دوستان خوبم در این مقاله با ۴ راهکار برای بهبود قضاوت آشنا شدیم که شامل موارد زیر است:

  1. ببینیم این موضوع اصلا به ما ربطی دارد یا نه؟ اگر ربطی ندارد،رهایش کنیم.اگر ربط دارد،به سراغ راهکارهای بعدی برویم.
  2. قبل از قضاوت عجولانه،از او سؤال بپرسیم.
  3. قطعی صحبت نکنیم.
  4. تفکر صفر و یک نداشته باشیم.هر آدمی را با ویژگی های مثبت و منفی در کنار هم ببینیم.

دوستان عزیزم مرا در اینستاگرام فالو کنید تا از مطالب آموزشی مفید در زمینه ی مهارت های ارتباطی،بهره مند شوید.جهت فالو کردن،روی لینک زیر بزنید:

اینستاگرام من

برگرفته از:

دوره ی انسان بیشتر از یک نفر

رسالت من این است که دانش و مهارتم را در زمینه ی علم ارتباطات زیاد کنم و با کیفیت مناسب به دیگران آموزش دهم تا در کنار یکدیگر، کشورمان ایران را جای بهتری برای زندگی کردن کنیم.

اینستاگرام من
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *