قاطعیت در محیط کار: راهنمای عملی برای دیده شدن و موفقیت شغلی

قاطعیت در محیط کار و دفاع محترمانه از حق خود

چرا قاطعیت در محیط کار مهمه؟

میانگین طول عمر من و شما شاید بین صفر تا هشتاد سال باشه. حالا چه مقدارش رو کار می کنیم؟

بعضی از آدم ها از 18 سالگی وارد بازار کار میشن، بعضی از آدم ها از 24 یا 25 سالگی. و معمولاً تا حدود 60 سالگی، کار، بخش مهمی از زندگی ما آدم هاست. قبل از بازه 18 تا 60 سالگی، اکثر ما هنوز استقلال مالی نداریم و بعد از بازه 18 تا 60 سالگی هم ممکنه محدودیت های سنی و جسمی مون بیشتر بشه.

پس میشه گفت بخش مهم و پرانرژی زندگی ما، همون سال هایی هست که کار می کنیم.

از طرف دیگه، معمولاً ساعت های طلایی روزمون رو هم در محیط کار می گذرونیم. خیلی از آدم ها از ساعت 9 صبح تا 5 عصر سر کارند. بیدار میشند، میرند سر کار، انرژی شون رو تو محیط کار صرف می کنند و بعد به خونه برمی گردند تا استراحت کنند. یعنی کار، فقط یک منبع درآمد نیست، بلکه بخش بزرگی از زندگی ما آدم هاست.

خیلی از آدم ها چون در محیط کار، قاطع نیستند، مدام با مسائل مختلف رو به رو میشند: کارشون دیده نمیشه، نمی تونند حقشون رو بگیرند، کار اضافه روی سرشون می ریزند. در نتیجه خسته و ناراضی میشند و این نارضایتی کم کم به زندگی شخصی شون هم منتقل میشه.

بنابراین یاد گرفتن مهارت قاطعیت، یک مهارت لوکس نیست، بلکه یک مهارت ضروری برای بهبود کیفیت زندگی ماست.

من که کارمند نیستم. این آموزش به چه درد من می خوره؟

ممکنه بگی: «من دانشجو هستم»، « خانه دار هستم»، «در حال حاضر شاغل نیستم»، «فریلنسر هستم»، «خویش فرما هستم»، «کارآفرین هستم»

نکته اینجاست که هنر شما در آموزش دیدن، شخصی سازی کردنه.

من قراره در مورد قاطعیت در محیط کار صحبت کنم. اما اگه کارمند نیستی، ببین این نکات کجای زندگی تو قابل استفاده اند:

-اگه دانشجویی، بعداً که شاغل شدی، به کارت میاد.

-اگه خانه داری، می تونی از این نکات در گفتگو با اعضای خانواده استفاده کنی.

-اگه مدیری، می تونی این مهارت ها رو به کارمندانت یاد بدی.

-اگه فریلنسر یا کارآفرینی، در گفتگو با مشتری، همکار یا شریکت به این نکات نیاز داری.

قاطعیت، هوش کلامی و مهارت های ارتباطی ما رو بالا می بره. بنابراین به جای این که بگیم: «شرایط من متفاوته»، بهتره به این فکر کنیم: «این آموزش رو چطور در زندگی خودم پیاده سازی کنم؟»

قاطعیت در محیط کار چیه؟

قاطعیت یعنی بتونی خواسته، نظر و «نه» گفتن خودت رو روشن و محترمانه بیان کنی. بدون این که به دیگران بی احترامی کنی و بدون این که از حقت بگذری.

قاطعیت یعنی قبل از این که یک مسئله کوچیک در محیط کار به یک بحران بزرگ تبدیل بشه، درباره اش حرف بزنی.

قاطعیت چی نیست؟

قاطعیت به معنی این ها نیست:

  • بی ادبی
  • ساز مخالف زدن
  • پرتوقع بودن
  • دعوا کردن
  • غُر زدن
  • خودخواهی
  • تحمیل نظر به دیگران

قاطعیت یعنی هم برای خودت احترام قائل باشی، هم برای طرف مقابل.

چرا باید مسائل کوچیک رو همون اول حل کنیم؟

یک نکته مهم: اگه مسائل کوچیک محیط کارت رو حل نکنی، فکر نکن همون قدر کوچیک می مونند. نه. معمولاً اون مسائل به مرور بزرگ میشند، روی هم جمع میشند و یک روز می بینی زیر بارشون خسته، عصبانی و فرسوده شدی…

مثلاً میگی:

  • «در محیط کار من رو درک نمی کنند»
  • «کسی نمی فهمه من دقیقاً چقدر کر می کنم»
  • «توانمندی هام دیده نمیشه»
  • «من کار می کنم، یه نفر دیگه اعتبارش رو می گیره»
  • «حقوقم با حجم کارم تناسب نداره»
  • «از صبح تا شب کار می کنم و وقت زندگی ندارم»
  • «مدیرم همه اش کارهای جدید می ریزه روی سرم»

هر کدوم از اینها اولش یک مسئله کوچیک اند. اما اگه براشون راه حل پیدا نکنی،کم کم تبدیل میشند به فرسودگی، نارضایتی از خود، نارضایتی از کار و در نهایت یک رابطه کاری ناسالم.

بنابراین قرار نیست با قاطعیت، محیط کارمون گل و بلبل بشه. نه. قراره کمتر آسیب ببینیم، کمتر اذیت بشیم و بتونیم حرفه ای تر پیش بریم.

1.بروز توانمندی ها

قانون طلایی دیده شدن: گزارش دهی هوشمندانه به جای خودستایی

ببینید دوستان، شما ممکنه تخصص و توانمندی زیادی داشته باشید اما دیگران ندونند که این توانمندی ها رو دارید.

این جمله رو باید با طلا نوشت:

مهم نیست چقدر متخصصی. مهمه چقدر متخصص دیده میشی.

بروز توانمندی ها در محیط کار

در محیط کار، فقط خوب کار کردن کافی نیست؛ باید توانمندی‌ها و نتیجه کارمان هم به‌درستی دیده شود.

این به معنی این نیست که فقط شُعاف کنیم و بدون توانمندی، خودمون رو بزرگ نشون بدیم. نه. هم باید واقعاً توانمند باشی و هم بتونی توانمندیت رو درست ارائه کنی.

در محیط کار باید بتونی نشون بدی:

-چه کاری بلدی؟

-چه مسئله ای رو حل کرده ای؟

-چه ارزشی رو به مجموعه اضافه کرده ای؟

-روی چه پروژه ای کار کرده ای؟

-برای رسیدن به نتیجه، زحمتی کشیده ای؟

خیلی ها میگند: «زشته که خودم تعریف کنم!»

قرار نیست از خودت تعریف کنی. قراره کارت رو قابل دیدن کنی.

ضعیف ترین معرفی توانمندی

ضعیف ترین نوع معرفی توانمندی اینه که مستقیم بگی:

-من خیلی توانمندم.

-من این کار رو بلدم.

-من خیلی موفقم.

-من آدم خیلی خفنی ام.

-من این پروژه رو انجام دادم.

این مدل بیان، معمولاً اثر کمی داره. چون ممکنه شبیه خودستایی شنیده بشه.

روش بهتر: نظر پرسیدن و گزارش دادن

روش قوی تر چیه؟ این که ضمن معرفی توانمندی یا کاری که انجام داده ای، نظر طرف مقابل رو هم بپرسی.

مثلاً:

  • «من روی فلان موضوع تجربه دارم. به نظرتون در این پروژه به کار میاد؟»
  • «من الان دارم روی این بخش کار می کن. خوشحال می شم تا این جای کار، نظرتون رو بدونم.»
  • «تا اینجا کار به این نتیجه رسیدم. به نظرتون مسیر درستیه؟»
  • «برای حل این مسئله، این پیشنهاد رو دارم. نظر شما چیه؟»

با این کار، نه تنها توانمندیت رو نشون میدی، بلکه مدیر رو هم در جریان کار قرار می دی.

یادمون باشه مدیر، ذهن ما رو نمی خونه. ممکنه تو ساعت ها روی یک پروژه کار کرده باشی اما اگه درست گزارش کار نداده باشی، مدیر اصلاً متوجه مقدار زحمتت نشه.

یک مدیری تعریف می کرد، یک بار یکی از کارمندانم گفت: «آقای عسگری، من روی اون پروژه کلی وقت گذاشتم اما کارم دیده نشد.»

مدیر گفت: «من خبر نداشتم که شما روی این پروژه کار می کنید.»

کارمند گفت: «من که اون روز به شما گفتم.»

مدیر گفت: «کی گفتی؟ یادم نمیاد..»

کارمند گفت: «توی راهرو، وقتی داشتیم می دویدیم به سخنرانی برسیم!»

خب، تو که اینقدر زحمت کشیدی، چرا باید اطلاع رسانی درباره کارت رو به یک جمله، اون هم در موقعیتی شلوغ و نامناسب محدود کنی؟

تو باید بلد باشی کارت رو خوب ارائه کنی.

سه مرحله تمرین برای قاطع حرف زدن

چون یک تکنیک رو شنیدی، فکر نکن از فردا می تونی عالی اجراش کنی. هر مهارتی مثل مهارت قاطعیت، تمرین می خواد.

سه مرحله مهم برای تمرین هر مهارت وجود داره:

مرحله اول: تمرین ذهنی

اول در ذهنت تمرین کن که چی می خواهی بگی.

یعنی در ذهنت هدف گفتگو رو مشخص کن، جمله ها رو مرتب کن و سناریوهای احتمالی رو مرور کن.

اما تمرین ذهنی به تنهایی کافی نیست.

مرحله دوم: تمرین در تنهایی

با صدای بلند و در تنهایی تمرین کن.

جلوی آینه صحبت کن. بهتر از جلوی آینه اینه که از خودت فیلم بگیری و فیلمت رو ببینی.

چرا؟ چون در گفتگوی واقعی، فقط فکر ما وارد عمل نمیشه. لحن صدا، مکث ها، زبان بدن، حرکت لب ها و واکنش های فیزیکی ما هم مهم اند.

مرحله سوم: تمرین با یک مشاور

قبل از گفتگوی اصلی، با یک آدم قابل اعتماد تمرین کن. یک همکار، دوست، مشاور یا بهتر از همه اینها: هوش مصنوعی. خودم از هوش مصنوعی «چت جی پی تی» کمک می گیرم. براش پیام صوتی میدم. اون هم صوتی جواب میده.

مثلاً به هوش مصنوعی بگو:

«من می خوام این درخواست رو از مدیرم داشته باشم. می خوام درخواستم رو اینطوری مطرح کنم. به نظرت کجای حرفم نیاز به اصلاح داره؟»

بنابراین مسیر تمرین، اینه:

  1. در ذهنم تمرین می کنم.
  2. در تنهایی با صدای بلند تمرین می کنم و از خودم فیلم می گیرم و فیلم رو می بینم.
  3. با یک نفر دیگه(هوش مصنوعی) تمرین می کنم و ازش بازخورد می گیرم.

 

2.درخواست افزایش حقوق

درخواست افزایش حقوق در محیط کار

برای درخواست افزایش حقوق، به‌جای تهدید یا گلایه، درباره ارزش کاری که ایجاد کرده‌ایم صحبت کنیم.

یکی از مهم ترین موقعیت هایی که به قاطعیت نیاز داریم، درخواست افزایش حقوق هست.

البته در ادارات دولتی ایران، امکان درخواست افزایش حقوق وجود ندارد. اما برای کارمندان شرکت های خصوصی، این موضوع کاملاً کاربرد داره.

قبل از درخواست افزایش حقوق، سه سؤال مهم از خودت بپرس:

  • جایگزین پذیری من چقدره؟

اگه امروز از این مجموعه برم، می تونند به سادگی شخص دیگه ای رو جایگزین من کنند؟

هر چقدر تخصص، تجربه و اثرگذاری تو بیشتر باشه، قدرت مذاکره ات هم بیشتر میشه.

  • چه ارزش اضافه ای ایجاد می کنم؟

فقط مشغول بودن کافی نیست. باید بتونی توضیح بدی چه ارزشی برای مجموعه ایجاد کرده ای.

مثلاً:

-فروش رو بالا برده ام؟

-هزینه ای رو کاهش داده ام؟

-یک فرآیندی رو بهتر کرده ام؟

-یک پروژه ای رو به نتیجه رسونده ام؟

-یک مسئله ای رو حل کرده ام که بقیه از پسش برنمیومدند؟

  • مدیرم من رو چطوری می بینه؟

ممکنه واقعاً آدم توانمندی باشی اما مدیرت از این توانمندی خبر نداشته باشه یا اثرش رو ندیده باشه.

فقط خوب کار کردن کافی نیست. باید کار خوبت، دیده بشه.

اشتباهات رایج موقع درخواست افزایش حقوق

  • انتخاب زمان نامناسب

در شلوغ ترین روز کاری، وسط یک بحران، قبل از تحویل یک پروژه حساس یا زمانی که مدیر خسته و عصبی هست، درخواست افزایش حقوق نده.

این که چه زمانی رو برای گفتگو انتخاب کنی، مهمه.

  • استفاده از کلمه استعفا

این که بگی: «اگه حقوقم رو زیاد نکنید، استعفا می دم»، معمولاً مذاکره رو خراب می کنه.

مگر این که واقعاً تصمیم به رفتن گرفته باشی و براش آماده ای. در غیر این صورت، این جمله بیشتر شبیه تهدید شنیده می شه تا مذاکره حرفه ای.

  • درخواست بدون دستاورد مشخص

اگه هیچ دستاورد، مسئولیت یا ارزش اضافه ای برای ارائه نداری، فقط با تکیه بر نیاز شخصی، نمی تونی مذاکره مفیدی انجام بدی.

  • تهدید کردن مجموعه

مثلاً بگی: «پروژه رو تحویل نمی دم»، «رمزها دست منه»، «اگه حقوقم رو زیاد نکنید، دیگه کار نمی کنم.»

این رفتار، حرفه ای نیست و در بلندمدت به اعتبارت آسیب می زنه.

راه درست چیه؟

از مدیرت راهنمایی بگیر.

مثلاً بگو:

«چون دوست دارم مسیر رشد مالیم مشخص باشه، به نظرتون چه کاری برای افزایش درآمد مجموعه می تونم بکنم که بابتش پول بیشتری بگیرم؟»

این جمله چند تا مزیت داره:

-مستقیمه.

-تهدید آمیز نیست.

-گفتگو رو حرفه ای نگه می داره.

-به تو معیار عملی برای رشد می ده.

فقط حواست باشه برای درخواست افزایش حقوق، نه اونقدر مقدمه چینی کنی که مدیر خسته شه و نه اونقدر یکدفعه وارد بحث شی که غیر حرفه ای به نظر برسی.

ما یک نقطه بهینه می خواهیم:

شفاف، محترمانه، کوتاه و صادقانه.

این یعنی قاطعیت اصیل

  1. رابطه حرفه ای با مدیر

یک نکته مهم دیگه در پیشرفت شغلی، ساختن رابطه حرفه ای با مدیر هست.

بعضی از کارمندها می گند: «مدیرم فقط به آدم های دور و بر خودش موقعیت خوب میده»

اما بیایید واقع بین باشیم: مدیر معمولاً به کسی اعتماد می کنه که اون رو می شناسه، توانمندی هاش رو دیده و باهاش ارتباط حرفه ای داره.

این به معنی پاچه خواری یا چاپلوسی نیست.

این معنی این نیست که هویت خودت رو کنار بذاری و برای جلب توجه، نقش بازی کنی.

یعنی باید طوری ارتباط بسازی که مدیرت بدونه:

-چه توانمندی های داری،

-روی چه چیزهایی کار می کنی،

-چه دغدغه هایی داری،

-و در چه موقعیت هایی می تونه روی تو حساب کنه.

یعنی اگه یک موقعیت جدید تو شرکت به وجود بیاد، مدیر وقتی به گزینه ها فکر می کنه، تو هم تو ذهنش بیایی.

این حالت با غُر زدن، دوری کردن یا گفتن «من فقط کارم رو می کنم» به وجود نمیاد.

کار خوب مهمه اما ارتباط حرفه ای هم بخشی از کار حرفه ای هست.

  1. نه گفتن به مدیر با سؤال در مورد اولویت ها

اولویت بندی کارها در محیط کار

اولویت بندی کارها؛ وقتی چند کار را همزمان به شما می‌سپارند

گاهی اوقات مدیر اونقدر کار روی سرمون می ریزه که واقعاً انجام همه شون ممکن نیست.

در این وضعیت، لازم نیست مستقیم تند «نه» بگی: «نه، انجام نمی دم»

می تونی با سؤال در مورد اولویت ها، مسئله رو روشن کنی.

مثلاً وقتی مدیر دو تا کار مهم بهت می ده. بگو:

«با توجه به این که ایک کار جدید رو هم فرمودید انجام بدم و کار قبلی هم هنوز مونده، لطفاً بفرمایید اولویت با کدوم؟»

اگه گفت: «هر دو» بگو:

«متوجه ام. برای این که هر دو کار با کیفیت انجام بشند، لطفاً بفرمایید اول کدوم رو انجام بدم؟»

یا فرض کن مدیر می گه: «امروز باید 30 تا تماس بگیری.»

اگه هر تماس به صورت میانگین، 20 دقیقه طول بکشه، 30 تا تماس حدود 10 ساعت زمان می خواد. در حالی که یک روز کاری، 8 ساعت هست.

به جای این که همون اول بگی «نمی رسم» یا آخر وقت بگی «نرسیدم» که علامت ضعفه، بگو:

«برای زمان بندی، ازتون یه راهنمایی می خوام. اگه هر تماس، میانگین 20 دقیقه زمان ببره، انجام 30 تا تماس، حدود 10 ساعت طول می کشه. با توجه به زمان کاری امروز، به نظرتون چطور اولویت بندی کنیم یا چه راهی برای حل این مسئله داریم؟»

اینجا نه بی ادبی کرده ای و نه قربانی شده ای.

واقعیت رو با عدد، شفافیت و احترام مطرح کرده ای.

  1. مخالفت محترمانه با مدیر

مخالفت با مدیر یا یک مرجع قدرت، نیاز به مهارت داره.

مخالفت محترمانه با مدیر در محیط کار

می‌توانیم با نظر مدیر مخالف باشیم، بدون اینکه رابطه‌مان را خراب کنیم یا حالت تهاجمی بگیریم.

هنر این نیست که مخالفتت رو پرت کنی توی صورت طرف مقابل.

اول باید نشون بدی نگرانی و هدفش رو فهمیده ای. بعد نگرانی و پیشنهادت رو مطرح کنی.

فرمولش اینه:

  1. درک نگرانی مدیرت
  2. بیان نگرانی خودت
  3. ارائه پیشنهاد جایگزین
  4. پرسیدن نظرش

مثلاً بگو:

“شما نگران …. هستید و براتون مهمه که … درسته؟”

 

بعد از تأییدش:

«من یک نگرانی راجع به این تصمیم دارم. اجازه می دید توضیح بدم؟»

و در ادامه:

«نگرانم که … چون … پیشنهادم اینه که … نظر شما چیه؟»

مثال اول: توبیخ کارمند در جمع

مدیر می گه:

«می خوام علی رو جلوی همه توبیخ کنم تا بقیه حساب کار دستشون بیاد.»

روش اشتباه:

«اصلاً فکر خوبی نیست.»

روش قاطعانه:

«شما نگران تکرار این اشتباه هستید و براتون مهمه که تیم بدونه استانداردتون بالاست. درسته؟»

بعد بگو:

«نگرانم اگه از علی در جمع انتقاد بشه، تیم به جای یادگیری از اشتباه، دچار ترس بشه و تمرکزش رو از دست بده. پیشنهادم انتقاد خصوصی و اعلام استاندارد مورد نظر به جمع هست. نظرتون چیه؟»

مثال دوم: حذف دورکاری

مدیر می گه:

«می خوام دورکاری رو حذف کنم، چون حس می کنم کارایی تیم کم شده.»

روش اشتباه:

«مخالفم. اگه دورکاری رو حذف کنید، همه استعفا میدن.»

روش قاطعانه:

«شما نگران کاهش کارایی تیم هستید و براتون شفافیت و کنترل خروجی مهمه. درسته؟»

بعد بگو:

«نگرانم حذف کامل دورکاری باعث شه نیروهای خوبمون رو از دست بدیم. پیشنهادم اینه که به جای حذف کامل، شاخص های عملکرد، گزارش دهی و KPI ها رو دقیق تر کنیم و بعد نتایج رو بررسی کنیم. نظر شما چیه؟»

جمع بندی

قاطعیت در محیط کار یعنی بتونی حق، خواسته، نظر و مخالفتت رو به موقع، روشن و محترمانه بیان کنی.

یادت باشه:

-کارت رو قابل دیدن کن.

-مسائل کوچیک رو قبل از بزرگ شدن، حل کن.

-با مدیرت رابطه حرفه ای بساز.

-به جای «نه» گفتن مستقیم، درباره اولویت ها و ظرفیت واقعی سؤال کن.

-موقع مخالفت، اول نگرانی طرف مقابل رو درک کن. بعد نگرانی و پیشنهادت رو مطرح کن.

قاطعیت قرار نیست محیط کارمون رو بی نقص کنه. اما کمک می کنه کمتر فرسوده شیم، بهتر دیده بشیم و حرفه ای تر از حقمون دفاع کنیم.

اگه می خواهی قاطع تر باشی، از حرف زدن شروع کن

شاید موقع خوندن این مقاله با خودت گفته باشی:

«من همه این ها رو می دونم اما در عمل گیر می کنم.»

«همه این ها خوبه اما من اصلاً نمی تونم این جمله ها رو بگم.»

«وقتی می خوام با مدیرم صحبت کنم، خجالت می کشم.»

«جلوی آدم های مهم، نمی تونم حرف بزنم.»

«خیلی چیزها توی ذهنم هست اما موقع صحبت کردن، نمی تونم بیانشون کنم.»

«کم حرفم و معمولاً توی جمع ساکت می مونم.»

اینها کاملاً طبیعی اند، چون قاطعیت مثل یک عضله است که باید در شرایط امن تمرین داده بشه. تو فقط به چند جمله آماده برای قاطعیت نیاز نداری. باید روی مهارت های ارتباطی پایه تر کار کنی. این که بتونی راحت وارد گفتگو بشی، حرفت رو شروع کنی، نظرت رو بگی، سؤال بپرسی، مخالفت کنی و وقتی لازمه از حقت دفاع کنی.

به همین خاطر، در دوره جامع قاطعیت فقط در مورد «نه گفتن» صحبت نمی کنیم.

در این دوره روی رفع خجالت، کمرویی و کم حرفی  و مهارت هایی کار می کنیم که کمک می کنند در ارتباط با دیگران، راحت تر حرف بزنی و قاطعانه تر رفتار کنی.

اگه مدت هاست با خودت می گی:

«من حرف برای گفتن دارم اما نمی تونم بگمش»

یا:

«می دونم چه جوابی بدم اما تو اون لحظه ساکت می شم»

یا

«بعد از این که طرف مقابل رفت، تازه جواب مناسب به ذهنم می رسه!»

هدف این نیست که تبدیل به یه آدم پرحرف و پرسروصدا بشی.

هدف اینه که وقتی چیزی برای گفتن داری، بتونی بگیش.

وقتی خواسته ای داری، بتوی مطرحش کنی.

وقتی مخالفی، بتونی مخالفتت رو بگی.

پس دوره جامع قاطعیت با تمرکز روی رفع خجالت، کم رویی و کم حرفی، مناسب توئه.

اگه می خواهی در ارتباط با دیگران، راحت تر حرف بزنی و قاطعانه تر رفتار کنی، می تونی با دوره جامع قاطعیت بیشتر آشنا بشی.

مشاهده دوره جامع قاطعیت

 

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!
تصویر سه بعدی مفهومی از مسیر تبدیل زودرنجی به قاطعیت و مدیریت احساسات

از زودرنجی تا قاطعیت: راهنمای جامع مدیریت حساسیت های عاطفی

آنچه یاد می‌گیرید زودرنجی یعنی چی؟ (تعریف و انواع)آسیب شناسی: زودرنجی چه بلاهایی سر ما میاره؟دلایل زودرنجی: چرا ما زود…

بیشتر بخوانید
متقاعدسازی و نفوذ کلام؛ آموزش تکنیک‌های اثرگذاری بر دیگران

متقاعدسازی چیست؟ آموزش نفوذ کلام و اثرگذاری بر دیگران

آنچه یاد می‌گیرید متقاعدسازی چیه؟چرا مهارت متقاعدسازی اهمیت داره؟اولین شرط متقاعدسازی: قاطعیتداستانی که راز متقاعدسازی رو نشون میدهفرمول ارسطو در…

بیشتر بخوانید
تصویر سه‌بعدی نشان‌دهنده مهارت خویشتن دوستی و درمان چرخه سمی خودسرزنشی

خویشتن دوستی و شفقت ورزی: چگونه دست از خودسرزنشی برداریم و بهترین دوست خودمون باشیم؟

آنچه یاد می‌گیرید خودسرزنشی سمی چیه؟ (وقتی بزرگترین دشمن خودمون می شیم)چرخه علمی خودسرزنشی در مغز: چرا به دنبال فراریم؟فرار…

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *