۱۰ روش برخورد با افراد حسود خطرناک

10 روش برخورد با افراد حسود خطرناک

وقتی به سطح بالاتری از رشد می‌رسیم، یکدفعه متوجه می‌شویم که بسیاری از افرادی که قبلاً دوست، همکار یا شریکمان بوده اند، حالا به ما حسادت می کنند. پس بهتر است روش برخورد با افراد حسود را یاد بگیریم تا از رفتارشان کمتر اذیت شویم.

مشکلات و دشمنان آدم های بزرگ به اندازه ی خود آنها بزرگ هستند.

هنگامی که به عنوان انسانی در حال رشد شناخته می شویم، بهتر است انتظار ظاهر شدن افراد حسود را هم داشته باشیم. آن‌ ها ارزش ما را زیر سؤال می برند و به موفقیت های ما حسادت می کنند. افراد حسود بر زندگی ما اثر منفی می گذارند.

اگر به ما حسادت می شود، یعنی در مسیر رشد و بهتر شدن قرار داریم.

وجود تعدادی افراد حسود در اطرافمان این پیام را می رساند که در حال رشد کردن هستیم. اگر به هیچ موفقیتی نرسیده باشیم، کسی به ما توجهی ندارد که بخواهد اصلاَ انتقادی بکند! قبول دارید؟

بنابراین وقتی افراد حسود را می بینیم که به زندگی و کار ما حسادت می کنند، بدانیم که در مسیر رشد و موفقیت قرار گرفته‌ایم.

واقعیت این است که گاهی قطع ارتباط با افراد حسود، عملی نیست چون ممکن است آنها از نزدیکان و همکاران ما باشند. از طرفی هم قادر به تغییر دادن آدم ها از جمله افراد حسود نیستیم. ما فقط می توانیم رابطه مان را با آنها تنظیم کنیم تا کمتر آسیب ببینیم.

 

بررسی واقعیت

قبل از اینکه درباره افراد حسود فکر کنیم، به این سؤال جواب دهیم:

  • آیا این افراد واقعاً به ما حسودی می‌کنند؟

در اغلب اوقات، حسادت دیگران یک تشخیص اشتباه و قضاوت زود هنگام از طرف ماست.

گاهی وقتی حس بهتری نسبت به مهارت‌ها یا موفقیت های خودمان پیدا می کنیم، دچار غرور می‌شویم و توقع پیدا می کنیم که دیگران حسابی تشویق و تأییدمان کنند. و وقتی این اتفاق نمی افتد، به اشتباه فکر  می‌کنیم که دیگران به ما  حسودی می‌کنند!

بطور مثال فردی به کلاس نقاشی رفته است. حالا عکس نقاشی هایش را در اینستاگرام می گذارد. چون نقاشی هایش از دید عموم مردم، معمولی است، کسی او را تشویق نمی کند. اما به دلیل اینکه او خودش می داند که چقدر در هنر نقاشی پیشرفت کرده، به اشتباه فکر می کند که دیگران به او حسادت می کنند!

بنابراین بهتر است قبل از هر اقدامی، ببینیم واقعیت چیست و اینکه آیا این فقط یک قضاوت زود هنگام از طرف ماست یا نه.

برای نمایش ویدئوی ( توقع تشویق ) بر روی لینک کلیک کنید.

حسود کیست؟

مشخصات افراد حسود

1- انتقاد جلوی جمع

یک دوست واقعی در خلوت و تنهایی از ما انتقاد می کند. در صورتی که فرد حسود در جمع از ما انتقاد می کند تا آبروی ما را جلوی دیگران ببرد!

2-  در مورد ما شایعه درست می کنند

کسی که به ما حسودی می کند، ما را برای دیگران بد جلوه می دهد تا آن ها هم دشمن ما شوند! او نمی تواند به دلایلی در حضورمان از ما انتقاد کند. بنابراین در غیاب مان، شروع به درست کردن شایعات منفی در مورد ما می کند.

3- به ما تبریک نمی گویند

این یکی از مهم ترین نشانه های فرد حسود است. فرد حسود در زمان موفقیتمان، به ما تبریک نمی گوید. او هنگامی که ما را خوشحال و یا موفق می بیند، ناراحت می شود.

4-  حقیقت را بر عکس نشان می دهند

هنگامی که ما لباس زیبایی پوشیده ایم، شخص حسود، از ظاهر ما انتقاد کرده و واقعیت را برعکس نشان می دهد. مثلاً می گویند: این چه رنگیه که پوشیدی؟!

5-  در دسترس نیستند

اشخاص حسود، در زمان هایی که به کمکشان نیاز داریم، در دسترس نیستند. آنها دوست دارند ما در گرفتاری خود باقی بمانیم!

6-  دائماً از ما انتقاد می کنند

حسادت، نوعی  انرژی منفی است. او باید به هر نحوری از این انرژی منفی رها شود. تنها راه تخلیه ی این انرژی، انتقاد کردن است تا اینطوری آن انرژی منفی را رها کند.

7- اشخاص حسود، ذهن ما را درگیر مسائل سطحی می کنند

افراد حسود، ذهن ما را درگیر موضوعات سطحی می کنند. آن ها با این کارشان از پیشرفت ما جلوگیری خواهند کرد.

8- ما را پایین می آورند

او حس می کند که ما از او بهتر هستیم. پس در هر جمعی با بدگویی تلاش می کند ارزش ما را کم و تخریبمان کند.

9- به سختی می توانند همراه ما شوند  

اشخاص حسود، به سختی می توانند در موفقیت ها، کنار ما باشند چون نمی توانند رشد ما را ببینند.

10-  نظر منفی در شبکه های  اجتماعی

خیلی از اشخاص حسود با نوشتن نظرات منفی در شبکه های اجتماعی اعتبار ما را زیر سؤال می برند.

11- زمانی که ما غمگین هستیم، آنها حالشان خوب است  

زمانی که ناراحت هستیم، او خوشحال است.

12- از ما خوششان نمی آید

آن ها از ما خوششان نمی آید و این را آشکارا نمایش می دهند. 

13- حرف خود را به کرسی می نشانند

آنها در بحث ها، می خواهند به ما ثابت کنند که درست می گویند و ما اشتباه می گوییم.

14- زمان خوشحالی مان، حسادت می کنند

زمانی که خوشحال هستیم، با دوری کردن از ما حسادتش را  نشان می دهد.

15- آنها از اینکه در جمع، توجه دیگران به به خود جلب کنیم، خوششان نمی آید

اگر در جمع، توجه دیگران به ما جلب شود، او یا توجه دیگران را به خود جلب می کنند! مثلاً وسط حرفمان می پرد. یا به یک طرف دیگر به غیر از ما نگاه می کند. مثلاً اگر در حال آواز خواندن یا رقصیدن هستیم، نگاهش را از ما بر می گیرد.

16- آنها به ما آسیب می رسانند

فرد حسود، مدام درصدد تخریب ماست.

روش برخورد با افراد حسود

افرد حسود دو گروه هستند

1- گروه بی‌آزار:

این گروه، اشخاصی هستند که به غیر از کمی مسخره کردن و دوست نداشتن ما قدرت لازم  برای صدمه زدن به ما را ندارند.

2- گروه تهدید احتمالی:

این گروه، اشخاصی هستند که نیروی کافی را دارند که به زندگی ما آسیب وارد کنند. مثل یکی از همکاران که ممکن است به اعتبار ما در محیط کار، آسیب بزند.

افرادی که در گروه دوم هستند، بحثشان متفاوت است. این اشخاص می‌توانند به زندگی و کار ما آسیب جدی وارد کنند. بنابراین بهتر است به محض دیدن رفتارهای حسادت آمیزشان، اقدامی بکنیم.

افراد حسود

روش برخورد با افراد حسود

1- به اشخاص حسود اجازه دهیم انگيزه ی ما باشند

شاید برخی افراد به ما بگویند: کسب و کار جدیدت هیچ وقت به موفقیت نمی رسه! به هدف هات نمی رسی! در این شرایط می توانیم از واکنش منفی آنها به عنوان انگيزه و انرژی براي رسیدن به موفقیت استفاده کنیم.

در این موقعیت بهتر است با خودمان بگوییم: ده سال بعد، سبک زندگی و جایگاه اجتماعی من طوری می شه که نزدیک ترین جایی که می تونی با من صحبت کنی، مُنشیمه! با این طرز فکر و گفتگو درونی، خشممان را به نیرویی برای کار کردن بیشتر، تبدیل خواهیم کرد.

افراد حسود باعث می شوند نسبت به رشدمان شکرگزارتر باشیم. رسیدن به موفقیت، بعد از اینکه افراد حسود به ما گفته‌ بودند این کار به نتیجه نمی رسه، بسیار لذت بخش است.

پس در برخورد با آدم حسود، لازم نیست کاری انجام بدی. اون پشت سرته، داره به تو نگاه می کنه، حسودیش میشه. چه کار کنی؟ هیچی! آدمی که پشت سرته رو باید چه کار کنی؟ برگردی بهش نگاهش کنی؟! نه! نادیده اش بگیر. پر قدرت جلو برو. توی کارت، توی زندگیت بهتر شو. موفق شو و بذار موفقیتت رو ببینه. این خیلی قشنگه…

2- انتقاد پذیر باشیم

وقتی آن شخص از سر دشمنی و حسادت از ما انتقاد می کند، با مهارت انتقاد پذیری، بررسی کنیم که به چه چیزی گیر داده است. بعد همان را اصلاح کنیم. اینطوری روز به روز در زندگی شخصی و شغلی مان بهتر از قبل خواهیم شد. پس آرام آرام طوری کیفیت کارمان را بالا ببریم که دیگران حتی نتوانند به ما گیر دهند!

ما می توانیم از انتقاد افراد حسود استفاده کنیم تا به نکاتی پی ببریم که تا کنون به آن‌ها بی توجه بوده‌ایم. بطور مثال اگر کسی از صدایمان ایراد می گیرد که چقدر صدات بد و یکنواخته، می توانیم با تمرینات صداسازی، صدایمان را بهتر کنیم.

بنابراین با مهارت انتقاد پذیری، به آدم بهتری تبدیل خواهیم شد.

جهت یادگیری مهارت انتقاد پذیری، این مقاله را بخوانید: انتقاد پذیری چیست؟

3- به این باور برسیم که در زندگی قرار نیست همه از ما راضی باشند و ما را دوست بدارند

هر انسانی در زندگی با اشخاص حسود روبرو خواهد شد. ما نمی توانیم همه ی اطرافیانم را راضی کنیم که دوستمان داشته باشند. مگر خود ما از همه ی آدم ها، خوشمان می آید؟ این یکی از واقعیت های زندگی است که چه بخواهیم و چه نخواهیم، بهتر است آن را بپذیریم.

باور به این جمله که قرار نیست همه ی آدم ها ما را دوست داشته باشند و از ما راضی باشند، به ما این توانایی را مي دهد تا تمرکزمان را روی موضوعاتی بگذاریم که اهمیت بیشتری دارند. به طور مثال تلاش براي تبدیل شدن به انساني بهتر.

4- روی بهبود شخصیت و عزت نفسمان کار کنیم

هر چقدر بیشتر روی بهبود شخصیت و عزت نفسمان کار کنیم، از درون قوی تر خواهیم شد. در نتیجه میزان اثر پذیری مان از رفتار بد آدم ها، کم تر خواهد شد. هر چقدر از نظر شخصیتی، بزرگتر شویم، دغدغه هایمان هم بزرگ تر می شود. آن وقت چیزهای پیش و پا افتاده دیگر برایمان زحمتی ایجاد نمی کند، چون اولویت های مهم تری داریم.

وقتی شخصیتمان رشد کند، با خود می گوییم، بنده ی خدا چقدر اوضاعش ناجوره که بهترین رفتاری که بلده، اینه! بیشتر از این دیگه مغزش جواب نمی ده! اینطوری به جای اینکه خشمگین شویم، دلمان برایش می سوزد.

بهتر است به خودمان یادآوری کنیم که حسادت او نسبت به ما، به دلیل ضعف‌های شخصیتی، احساس ناتوانی، ناامنی و نیازهای برآورده نشده در زندگی اش است.

به طور مثال شاید در محیط خانواده، به اندازه کافی مورد احترام نبوده و یا شکست های زیادی در زندگی شخصی و کاری خود داشته است. شاید هنوز علاقه اش را کشف نکرده و در کاری که دوست ندارد، مشغول است.

یا ممکن به خاطر اینکه هدف خاصی ندارد و صبح تا شب وقتش را بیهوده با دیدن تلویزیون و فضای مجازی تلف می کند، احساس گناه دارد. و حالا که می بیند ما به صورت هدفمند روی یک موضوع مشغول شده ایم و در حال رشد هستیم، حالش بد می شود. پس این حال درونی بدش کاملاً طبیعی است.

مثلاً وقتی در محیط کارمان، خوب کار می کنیم، همکارمان حالش بد می شود. چون با خودش می گوید: من چه آدم مزخرفی هستم!

با درک این موضوع، راحت تر می توانیم با او کنار بیاییم و رفتارهایش را درک کنیم.

به کسانی که به شما حسودی می کنند، احترام بگذارید، زیرا آنها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند: شما بهتر از آنها هستید…

5- او را تشویق کنیم

همان طور که گفتیم گاهی فرد حسود از مشکلات شخصیتی رنج می برد. به طور مثال از کمبود عزت نفس رنج می برد. یعنی احساس حقارت می کند.

ما می توانیم برای بهبود وضعیتش، زمانی که رفتار خوبی را از او مشاهده کردیم، از این شخص تعریف کنیم. با این کار، انگیزه اش بالا خواهد رفت، عزت نفسش بیشتر می شود و آرام آرام به این فکر می کند او هم راه پیشرفت دارد و دلیلی برای حسادت به دیگری برایش وجود ندارد. 

6- راجع به موفقیت هایمان صحبت نکنیم

به رفتارهای خود فکر کنیم. آیا رفتار خاصی کرده ایم که حسادت دیگران را برانگیخته ایم؟ به طور مثال آیا پس از کسب موفقیت هایتان، پُز داده ایم؟ ممکن است بدون این که آگاه باشیم، کارهایی انجام دهیم که حسادت دیگران را بر می انگیزد. بهتر است این رفتارها را بشناسیم و سعی کنید آرام آرام آن ها را کنار بگذاریم.

بنابراین با توجه به شناختی که از آن فرد داریم، راجع به برخی از مسائل در مقابل او صحبت نکنیم. همچنین گذاشتن تصاویر و عکس هایی از بهترین لحظات زندگی مان در اینستاگرام، باعث حسادت دیگران می شود. چون آن ها فقط ظاهر قضیه را می بینند.

این افراد با دیدن عکس های شادمان، سختی ها و مشکلاتی که در پشت صحنه داریم را نمی بینند. آنها ظاهر لحظات خوب ما را با باطن واقعی خودشان که شامل سختی ها و مشکلات است، مقایسه می کنند و غصه می خورند. قبول دارید؟

بطور مثال وقتی عکس دونفره ی یک زوج به ظاهر خوشحال را می بیند، آن را با رابطه ی خراب خودش با همسرش مقایسه می کند و آزرده می شود.

یا وقتی عکس تفریحات و مسافرت های یک نفر را می بیند، چون امکان تفریح و سفر ندارد، غصه می خورد. یا آرزوی لاغر شدن دارد و بارها در رژیم لاغری اش شکست خورده و حالا با دیدن لاغر شدن ما، آزرده می شود.

حسود

7- تصویرمان را برایش تغییر دهیم

می توانیم تصویری را که افراد حسود از ما در ذهن شان درست کرده ند، تغییر دهیم تا احساس حسادتشان را کاهش دهیم. اگر حس کنند که ما خواهان موفقیتشان هستیم، رشد ما با حسادت کمتری رو به رو خواهد شد.

بنابراین نشان دهیم که دشمنشان نیستیم. گاهی آنها به این دلیل به ما حسادت می کنند که ما را تهدیدی برای خود می دانند. پس در عمل نشان دهیم که موفقیت و خوبی آنها را می خواهیم.

بهتر است گاهی از از اشتباهات و ناراحتی هایمان برایش بگوییم تا بداند که یک انسان کامل نیستیم و ما هم نقص هایی داریم.

8- حل تعارض کنیم

برای حل تعارض، راجع به اتفاق ناخوشایندی که افتاده با آن‌ها صحبت کنیم و کاملاً مؤدبانه و محترمانه آن‌ها را در جریان احساسات خود قرار دهیم.

یادمان باشد به هیچ عنوان در زمانی که از دست او عصبانی هستیم، احساساتمان را بیان نکنیم و گفتگو را به زمانی که کاملا آرام هستیم، موکول کنیم.

بهتر است از قبل آمادگی چگونگی برخورد با واکنش‌های احتمالی او را داشته باشیم و با مهربانی و نرمی راجع به احساسمان در رابطه با یک رفتار او که باعث ناراحتی مان شده است، صحبت کنیم.

گفتگو با افراد حسود، برای ما فرصتی را به وجود می آورد تا بهتر بتوانیم مهارت حل تعارض‌ را یاد بگیریم.

جهت یادگیری مهارت حل تعارض، مقاله ی زیر را بخوانید:

حل تعارض

9- گروه پشتیبان درست کنیم

زمانی که هنوز حسادت به خطر تبدیل نشده و فقط محدود به متلک و نگاه های سرد و بی توجهی به رشد ماست، می توانیم تا حدی به این رفتارها بی تفاوت باشم. اما خطر حسادت موقعی برای ما به وجود می آید که حس کنیم حسادت در حال تبدیل شدن به دسیسه و توطئه است!

در چنین موقعیت هایی لازم است گروه پشتیبانی مناسبی برای خود ایجاد کنیم. به طور مثال در بین افراد، شبکه دوستانی داشته باشیم که به کمک آن ها بتوانیم اعتبارمان را حفظ و توطئه ی حسودان را خنثی کنیم. این دوستان پشتیبان، به موقعش از ما دفاع خواهند کرد. مثلاً در جمع ها، مانع از غیبت حسودان از ما خواهند شد.

برای جلوگیری از زیرآب زنی این افراد، مقاله ی ۴ روش برخورد با افراد زیرآب زن را بخوانید.

10- رسالت و ارزش هایمان را پیدا کنیم.

خیلی از ما با آدم های سطحی درگیر می شویم چون رسالت و ارزش هایمان را در زندگی نمی دانیم. کشف رسالت زندگی یعنی اینکه جواب سؤالات زیر را پیدا کنیم:

  • معنای زندگی من چیه؟
  • من به این دنیا آمده ام که چه کار کنم؟
  • من می خواهم چگونه انسانی باشم؟
  • چه مشکلی در دنیا وجود داره که نظرم رو جلب کرده و می خواهم حلش کنم؟
  • با انجام چه کاری می خواهم این مشکل دنیا رو حل کنم؟

ارزش، یعنی اینکه فارغ از اینکه شرایط بیرونی و دنیا چطوری هست، من می خواهم چه چیزی را به دیگران و به خودم ببخشم؟ یعنی من کاری ندارم دنیا چطوری هست، من می خواهم با دیگران و خودم چگونه رفتار کنم؟ یعنی من کاری ندارم دیگران چطور رفتار می کنند، من می خواهم با دیگران و خودم چگونه رفتار کنم؟

لیست برخی از ارزش های موجود که از بین آنها حداکثر هفت مورد دلخواهتان را انتخاب کنید:

  • پذیرش: شرایط خودم و دیگران و جامعه را می پذیرم.
  • ماجراجویی: دنبال تجربیات تازه هستم.
  • قاطعیت: ضمن احترام به حقوق دیگران، دنبال حق و حقوق انسانی خود و پاسخ به نیازهای شخصی و اقدام کردن هستم.
  • اصالت: فردی راستگو هستم. خود واقعی ام هستم.
  • مراقب: از خودم و دیگران یا محیط زیست، مراقبت می کنم.
  • مهربانی: نسبت به دیگران به خصوص در مواقع سختی، مهربان هستم.
  • هیجان: جست و جو گری، ابداع فعالیت های مهیج و تازه.
  • غمخواری و شفقت: مهربان بودن با خود و دیگران. دلسوز دیگران بودن در هنگام رنج و درد.
  • ارتباط: کیفیت رابطه برایم نسبت به هر چیز دیگری، اولویت دارد. معطوف کردن تمام حواس به شخص در حال صحبت.
  • مشارکت: تا جایی که برایم امکان دارد، به خودم و دیگران کمک می کنم.
  • همکاری: اهل مشارکت و همکاری هستم.
  • شجاعت: با ترس هایم روبرو می شوم.
  • خلاقیت: اهل خلاقیت و نوآوری هستم.
  • کنجکاوی: به دنبال کشف چیزهای جدید و یادگیری هستم.
  • تشویق و دلگرمی: رفتار خوب خودم و دیگران را تشویق می کنم.
  • انصاف و عدالت: هر چه را از دیگران انتظار دارم، خودم هم انجام می دهم. داشتن رفتار منصفانه نسبت به خود و دیگران. دفاع از حقوق خود و دیگران.
  • انعطاف پذیری: خودم را با هر شرایط سخت و چالش برانگیزی، وفق می دهم.
  • آزادی: دوست دارم مدل زندگی و نوع رفتارم را خودم انتخاب کنم. تبعیت نکردن از دیگران و آزادی عمل دادن به دیگران برای انتخاب راه و روش زندگی
  • دوستی: آدم خوش برخوردی هستم. برخورد گرم و صمیمی، گشوده و پذیرا بودن. کمک و یاری به دیگران.
  • بخشش: خودم یا دیگرانی را که از آنها رنجیده ام، می بخشم. بخشش داشتن نسبت به خود و دیگران. رها کردن سرزنش گری.
  • تفریح و نشاط: خندیدن، شوخ طبعی، شرکت در فعالیت ها و بازی های مفرح یا ایجاد شرایط و محیط شوخی و تفریح.
  • قدرشناسی: قدردان خودم و دیگران و دنیای پیرامونم هستم.
  • صداقت: با خودم و دیگران روراست هستم. درستکار و راستگو بودن.
  • پشتکار: سخت کوشی، تعهد و وفای به عهد.
  • صمیمیت: با هر کس دوست صمیمی شوم، حرف هایم را با او درمیان می گذارم. گشاده رو بودن و باز بودن در برابر دیگران. نزدیکی فکری، عاطفی و فیزیکی.
  • مهربانی: نسبت به خودم و دیگران مهربان هستم. محبت و توجه به دیگران. مراقبت از خود و دیگران و دنیای پیرامون.
  • عشق: با خودم و دیگران از سر عشق و محبت رفتار می کنم. دوستانه رفتار کردن و عشق ورزی به خود و دیگران.
  • ذهن آگاهی: در زمان حال زندگی می کنم و از آن لذت می برم. هوشیار و کنجکاو بودن. برقراری تماس با آنچه در لحظه می توان تجربه کرد.
  • نظم: منظم و مرتب هستم.
  • استقامت: پشتکار و تحملم زیاد است. انجام تکالیف و وظایف با جدیت حتی با وجود ترس و مشکل.
  • احترام: به خودم و دیگران احترام می گذارم. رفتار محترمانه با خود و دیگران. توجه صمیمانه و رعایت حال دیگران.
  • مسئولیت پذیری: مسئولیت پذیر هستم. پذیرفتن مسئولیت افکار و احساسات و اعمال خود. پاسخگو بودن و داشتن رفتار مسئولانه.
  • امنیت: امنیت خودم و دیگران برایم مهم است. توجه به ایمنی خود و دیگران. پشتیبانی و حمایت.
  • لذت طلبی: به دنبال تجربه های لذت بخش بودن. ایجاد شرایط لذت بخش برای خود و دیگران.
  • تمایلات جنسی: به میل جنسی خودم آگاه هستم و آن را برآورده می کنم. شناخت درست تمایلات جنسی، ابراز و بیان تمایلات جنسی خود.
  • مهارت: مدام مهارت هایم را بهبود می دهم. استفاده ی مداوم از مهارت های خود. ارتقای دائمی مهارت ها.
  • حمایتگری: حامی و مشوق خودم و دیگران هستم. یاری کننده، در دسترس برای خود و دیگران.
  • اعتماد: قابل اعتماد. مورد اعتماد بودن، وفادار به عهد، اعتماد کردن به دیگران.

وقتی رسالت و ارزش های زندگی مان را بدانیم، میزان درگیری ها و غر زدن هایمان کمتر و کمتر خواهد شد. غرغرو ترین آدم ها، بی هدف ترین آدم ها هستند، چون وقت خالی زیادی دارند!

بطور مثال بیانیه ی رسالت کاری من این است: با وجود رشد تکنولوژی، آدم ها مهارت برقراری ارتباط درست با یکدیگر را ندارند. من با آموزش بهترین روش ها، فقط به آنهایی که خودشان می خواهند، کمک می کنم زندگی معنادار و سرشار از رضایت را داشته باشند. ارزش های من، مسئولیت پذیری، حرفه ای گری، مهارت اندوزی، کاربردی بودن آموزش هایم، خلاقیت، گشاده رویی و تلاش است.

حالا در ادامه اگر هر اتفاقی بیفتد، این بیانیه ی رسالت به من آگاهی خواهد داد. پس در ارتباط با افراد حسود به این فکر کنیم که آیا من در راستای رسالت و ارزش هایم باید به این آدم جواب دهم یا نه؟

مثلاً اگر کسی به من بگوید: چقدر تو دلت خوشه!!! بیانیه ی رسالت من می گوید: کار من فقط آگاه کردن کسانی هست که می خواهند آموزش ببینند. بنابراین فقط به آنهایی که خواهان یادگیری هستند، پاسخ می دهم. پاسخگویی به اینجور منتقدین، در بیانیه ی رسالت من نیست.

و در دلم به خودم می گویم: آره، من دلم خوشه. ولی یه چیزی رو می دونم. هیچ وقت دنیا با وجود آدم هایی مثل تو بهتر نشده. آدم هایی که دلشون خوش بوده و یه امیدی داشتند، یک تغییری رو ایجاد کردند. نه ضدحال ها و ترسوهایی مثل تو. خوشحالم که شجاعت دارم که شانسم رو امتحان کنم. من یک زندگی دارم و شجاعتش رو دارم که امتحانش کنم. و تو شجاعتش رو نداری که امتحانش کنی. تو ترسویی. من حتی اگه شکست بخورم، خوشحالم که از شانسم استفاده کردم. سرم پیش خودم بالاست. و من نمی خوام آدمی باشم که مثل تو بشینه غُر بزنه که نه، نمیشه! من نمی خوام یک آدم غُرغُرو باشم.

یادمان باشد هر چقدر از نظر شخصیتی بزرگ تر شویم، رسالت و دغدغه هایمان بزرگ تر خواهد شد. در نتیجه چیزهای پیش و پا افتاده برایمان زحمتی ایجاد نمی کند، چون اولویت های مهم تری داریم.

 

دوستان خوبم در این مقاله با 10 روش برخورد با افراد حسود آشنا شدیم که شامل موارد زیر هستند:

  1. به اشخاص حسود اجازه دهیم انگيزه ی ما باشند.
  2. انتقاد پذیر باشیم.
  3. به این باور برسیم که در زندگی قرار نیست همه از ما راضی باشند و ما را دوست بدارند.
  4. روی بهبود شخصیت و عزت نفسمان کار کنیم.
  5. او را تشویق کنیم.
  6. راجع به موفقیت هایمان صحبت نکنیم.
  7. تصویرمان را برایش به صورت کسی که خواهان موفقیت دیگران است، تغییر کنیم.
  8. حل تعارض کنیم.
  9. گروه پشتیبان درست کنیم.
  10. رسالت و ارزش هایمان را پیدا کنیم.

دوستان عزیزم مرا در اینستاگرام فالو کنید تا از مطالب آموزشی مفید در زمینه ی مهارت های ارتباطی بهره مند شوید. جهت فالو کردن، لطفاً روی لینک زیر بزنید:

اینستاگرام من

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!
تصویر سه بعدی مفهومی از مسیر تبدیل زودرنجی به قاطعیت و مدیریت احساسات

از زودرنجی تا قاطعیت: راهنمای جامع مدیریت حساسیت های عاطفی

آنچه یاد می‌گیرید زودرنجی یعنی چی؟ (تعریف و انواع) آسیب شناسی: زودرنجی چه بلاهایی سر ما میاره؟ دلایل زودرنجی: چرا…

بیشتر بخوانید
متقاعدسازی و نفوذ کلام؛ آموزش تکنیک‌های اثرگذاری بر دیگران

متقاعدسازی چیست؟ آموزش نفوذ کلام و اثرگذاری بر دیگران

آنچه یاد می‌گیرید متقاعدسازی چیه؟ چرا مهارت متقاعدسازی اهمیت داره؟ اولین شرط متقاعدسازی: قاطعیت داستانی که راز متقاعدسازی رو نشون…

بیشتر بخوانید
تصویر سه‌بعدی نشان‌دهنده مهارت خویشتن دوستی و درمان چرخه سمی خودسرزنشی

خویشتن دوستی و شفقت ورزی: چگونه دست از خودسرزنشی برداریم و بهترین دوست خودمون باشیم؟

آنچه یاد می‌گیرید خودسرزنشی سمی چیه؟ (وقتی بزرگترین دشمن خودمون می شیم) چرخه علمی خودسرزنشی در مغز: چرا به دنبال…

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آواتار کاربر کاربر مهمان من ۱۰ بهمن ۱۳۹۹

خانم معتمد پویا ، مطلبتون عالیه! خیلی کاربردی در موارد روتین هست، من مطالب قابل اجرا رو میپسندم.

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱۴ بهمن ۱۳۹۹

خوشحالم که مطالبم مورد پسند شما قرار گرفته.
از توجه و همراهی صمیمانه ی شما سپاسگزارم.

آواتار کاربر کاربر مهمان فاطمه ۱۴ بهمن ۱۳۹۹

سلام خانم معتمد پویا
ممنونم بابت مطلب امروز. واقعا عالی و کاربردی بود.
ان شالله همیشه موفق و پایدار باشید.

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱۴ بهمن ۱۳۹۹

لطف دارید. خوشحالم که نظرتون جلب شده. متشکرم از توجه و همراهی شما.

آواتار کاربر کاربر مهمان Lili ۱ اسفند ۱۳۹۹

سلام.
از این مقاله متشکرم.
من فکر نکنم نگاه سرد و بی توجه مرتباً نشونه حسادت باشه. خود من فردی بسیار خنثی و بی احساس هستم. حتی در برابر خانواده ام عکس العملی ندارم چه برسه به فرد غریبه.
برای من اهمیتی نداره دیگران کجا باشند، چطوری باشند، در چه شرایطی باشند. تمرکزم فقط روی احوالات خودمه. با قاطعیت نمیشه گفت نگاه سرد و بی توجهی من شامل حسادته. چون اصلاً برانگیخته نمیشم و حسی در من به وجود نمیاد که بخواد حسادتی رو در من شکل بده.
بنابراین احتمال اینکه آن فرد دچار اختلالات روحی و روانی هست رو درنظر بگیرید و هر بی توجهی رو منبع حسادت ندونید.
بعضی از افراد دلیلی برای توجه ندارند یا پیدا نمی کنند.

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۵ اسفند ۱۳۹۹

سلام.
متشکرم که نظرتون رو نوشتید.
بله، بطور کامل حق باشماست. با دیدن هر کدوم از این علامت ها نمی شه به صورت قطعی تصمیم گرفت که اون شخص حسوده، چون عوامل دیگه ای هم ممکنه وجود داشته باشه.
مرسی که به مقاله ام توجه کردید.

آواتار کاربر کاربر مهمان Lili ۶ اسفند ۱۳۹۹

ممنون از شما که مقاله های مفیدی ارائه میدین درجهت رشد فردی

آواتار کاربر کاربر مهمان سیما ۱۷ فروردین ۱۴۰۱

سلام و درود.
مطالبتون بسیار ارزنده و شیواست.
بسیار ممنونم بابت اشتراک گذاری.
مسأله من جاریم هست . ارتباط من با همه خوب هست به جز ایشان. یعنی خودش تمایلی ندارد درصورتیکه همیشه سعی کردم باهاشون دوستی کنم.
الان که ارتباط ها در فضای مجازی شده در گروه جواب همه رو میدهد به جز من. واقعا چقدر باید چشم پوشی کنم . درصورتیکه به عکس ها و مطالب او واکنش نشون میدم ولی او فقط منتظر است جواب های دیگران را ریپلای کند .
گاهی حس میکنم همیشه باید خوبی کنم چون منش من این است. آیا درسته
نصایح شما باعث دلگرمی من هستند. ممنون از وقتی می‌گذارید

مریم معتمد پویا ۲۳ فروردین ۱۴۰۱

سلام دوست عزیر
ممنونم از لطف و محبت شما
عامل خشم و ناراحتی ما آدم ها، داشتن توقع هست.
بنابراین یا کاری رو براش انجام ندید یا اگر انجام میدید، بدون داشتن توقع بازگشت محبت باشه تا آرامشتون حفظ شه.

آواتار کاربر کاربر مهمان ZIZI ۱ تیر ۱۴۰۰

سلام
از مطلب مفیدتون متشکرم.
من ۱۸سال دارم.
خواهر بزرگترم ازخودم، ۲۵سالشه. خیلی به من حسادت میکنه به قدری.
تو یک خانواده هستیم و مجرد هم هست واصلا قطع رابطه کردم. به شدت حسود هستن. از دوران کودکی تا ب الان.
چیزی که من تو این سن از اینجوری افردا فهمیدم و به شما هم توصیه میکنم اینه که آدم حسود فرقی نداره خواهرت باشه، خاله باشه، عمه باشه، دوستت باشه، معلمت باشه.
چون من این افراد رو قسم میخورم به چشمم تو اطرافم دیدم.
اصلا باهاشون در ارتباط نباشید. چون مضرترین افراد زندگیتون هستن و به هیچ عنوان پیشرفت هاتون و برنامه هاتونو به اینجور افراد نگید، چون فوق العاده تقلب کار هستن. به قدری که قبل از اینکه شما اقدام کنید برا کاری، همون کاری رو میکنن که شما بهشون گفته بودید ک می خواهید بکنید.
کاملا ازشون دور شید.

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱ تیر ۱۴۰۰

سلام
متشکرم که تجربه ی شخصی تون رو با ما درمیون گذاشتید.
بله، قطع ارتباط هم می تونه یکی از راه ها باشه.
پیروز و سربلند باشید.

آواتار کاربر کاربر مهمان ندا ۱۰ مهر ۱۴۰۰

ممنون از آموزش فوق العاده

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱۳ مهر ۱۴۰۰

ممنونم از توجه و همراهی صمیمانه ی شما.

آواتار کاربر کاربر مهمان رقیه ۴ مرداد ۱۴۰۰

با سلام و خسته نباشید خدمت خانم معتمد پویا
نمی دونم مشکلم رو با شما در جریان بزارم یانه ولی کسی رو در اطرافیانم ندارم که آرومم کنه
چهارماه قبل با آقایی که همدیگرو عاشقانه دوست داشتیم عقد کردیم و الحمدالله علاقمون هم پابرجاست
مشکل ما اینجاست که پدرشوهرم خیلی وقت پیش فوت کردن و نامزدم با مادرشون زندگی میکنن منم مشکلی بااین مسئله ندارم و اول خواستگاری قبول کردم . منتها مادرشون بیش از انداره حسادت میکنن و با حرفا و کاراشون سعی بر خرد کردن من دارن حتی به رابطه منو نامزدمم حسادت میکنن و دل پسرشونو هم میشکنن ، تو این مدت بجز کنایه و تیکه هیچ نوع مهر و محبتی ازش ندیدیم .
نمیدونم چیکار کنم که آروم بشم خیلی ازش دلم شکسته خیلی هرچند بهش احترام میزارم ولی از چشم منو و پسرش افتاده. ممنون میشم راهنماییم کنید

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۴ مرداد ۱۴۰۰

سلام
چه شرایط سختی دارید.
راهکارهای این آموزش به کارتون میاد:
روش برخورد با افراد کنترل گر و دخالت کن

آواتار کاربر کاربر مهمان ر ۴ مرداد ۱۴۰۰

ممنون که پاسخ دادید ولی من حریف مادرشوهرم نیستم ، کار از روانشناس و مشاوره گذشته منم نه باهاشون بحث میکنم و نه قهر ، فقط میخوام بدونم چجوری خودمو آروم کنم

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۵ مرداد ۱۴۰۰

روش های آرامسازی، مدیتیشن و ورزش کردنه.
برای یادگیری مدیتیشن، در گوگل جستجو کنید: آموزش مدیتیشن.

آواتار کاربر کاربر مهمان ر ۴ مرداد ۱۴۰۰

با سلام و خسته نباشید خدمت خانم معتمد پویا
نمیدونم مشکلم رو با شما در جریان بزارم یانه ولی کسی رو در اطرافیانم ندارم که آرومم کنه
چهارماه قبل با آقایی که همدیگرو عاشقانه دوست داشتیم عقد کردید و الحمدالله علاقمون هم پابرجاست
مشکل ما اینجاست که پدرشوهرم خیلی وقت پیش فوت کردن و نامزدم با مادرشون زندگی میکنن منم مشکلی بااین مسئله ندارم و اول خواستگاری قبول کردم . منتها مادرشون بیش از انداره حسادت میکنن و با حرفا و کاراشون سعی بر خرد کردن من دارن حتی به رابطه منو نامزدمم حسادت میکنن و دل پسرشونو هم میشکنن ، تو این مدت بجز کنایه و تیکه هیچ نوع مهر و محبتی ازش ندیدیم .
نمیدونم چیکار کنم که آروم بشم خیلی ازش دلم شکسته خیلی هرچند بهش احترام میزارم ولی از چشم منو و پسرش افتاده. ممنون میشم راهنماییم کنید

آواتار کاربر کاربر مهمان مینا ۱۲ مرداد ۱۴۰۰

سلام. خسته نباشید.
مطلبی که گذاشتید فوق العاده کاربردی بود،ممنونم.
فقط مشکلی که من دارم اینه که نزدیک ترین دوستام بهم حسادت میکنن و این منو ناراحت میکنه. هر چقدر که من دوست دارم اونا پیشرفت کنن ولی اونا همش دنبال توطئه کردن و نقشه چیدن برای منن!
به نظرتون باید کامل اونا رو از زندگیم حذف کنم یا فقط ارتباطمو باهاشون کم کنم؟

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱۲ مرداد ۱۴۰۰

سلام.
از لطف شما سپاسگزارم.
در مواجهه با افرادی که برایمان غیر قابل تحمل هستند، سه تا انتخاب داریم:
۱٫ از آن رابطه بیرون بکشیم.
۲٫ با تغییر رفتار و طرز فکر خودمان، اوضاع را کمی بهتر کنیم. (راجع به روش رفتار با افراد حسود، در همین مقاله آموزش دادم)
۳٫ آن فرد را همانگونه که هست، بپذیریم و دیگر شکایت نکنیم(همینی که هست).
هر تصمیمی مشکلات خودش رو داره. شما ببینید حاضرید مشکلات کدوم یک از این سه تصمیم رو بپذیرید و باهاش کنار بیایید. سپس بر این اساس، تصمیمتون رو انتخاب کنید.
پیروز و تندرست باشید.

آواتار کاربر کاربر مهمان دانش آموز ۱۶ مهر ۱۴۰۰

سلام
من یک دوست دارم که به شدت حسوده ولی بروز نمیده و با پنبه میخواد سرتو ببره.
وقتی توی کلاس درس به معلمها یه کاری رو پیشنهاد میکنم عین همونو کپی میکنه و انجام میده. اسم این کارشم خودش گذاشته رقابت.
ولی من معتقدم که حسادته چون نمیشه همیشه اول فکر به ذهن من برسه بعد یهو همون فکر به ذهن اونم خطور کنه و بره انجام بده.
یه جورایی هم دوسته هم دشمن. چون بعضی وقتها تاییدت میکنه و بقیه اوقات انتقاد.
یه جورایی منو تهدید حساب میکنه.
دوست داره نمره اول کلاس باشه ولی با وجود من نمیتونه به خاطر همین هر کاری میکنه که اول بشه.
راهی هست که منم مثل خودش برخورد کنم و همونجوری مقابله به مثل کنم و همونجوری که زیرآب منو میزنه، بدتر زیر آبشو بزنم؟
راه حل دیگه ای دارید؟
(در ضمن کلاس یازدهمیم)

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۲۰ مهر ۱۴۰۰

سلام
به نظر می رسه دیدن این مدل رفتارهای ضد و نقیض از همکلاسی تون براتون خیلی سخته.
نظر شخصی من اینه که به جای اینکه تمرکزتون رو روی مقابله به مثل کردن با ایشون بذارید، روی برنامه ها و اهداف خودتون متمرکز شید تا رشد کنید و به موفقیت های بیشتری برسید.
پیروز و تندرست باشید.

آواتار کاربر کاربر مهمان ناشناس ۳۰ آبان ۱۴۰۰

سلام چه کنیم با فردی که مدام از ما تقلید میکند ، و چشم و همچشمی میکند، بماند که چقدر حسادت هم دارد.
ممنون

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱ آذر ۱۴۰۰

سلام.
اجازه بدید به راهش ادامه بده
به جای اینکه روی اون شخص تمرکز کنید، روی پیشرفت خودتون متمرکز بشید.
موفق باشید

آواتار کاربر کاربر مهمان حوری ۱۳ دی ۱۴۰۰

خیلی عالی و کاربردی بود،ممنون

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱۴ دی ۱۴۰۰

خوشحالم که راضی هستید
پیروز و تندرست باشید

آواتار کاربر کاربر مهمان ف ۱۱ بهمن ۱۴۰۰

سلام.
با افراد حسود بد دهن چه کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟ {فحش و ناسزا میدن} متاسفانه نمیشه باهاشون کات کرد؟

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱۱ بهمن ۱۴۰۰

سلام.
برای برخورد با توهین و تحقیر از این روش استفاده کنید:
روش برخورد با توهین

آواتار کاربر کاربر مهمان hamidrezasorani71@gmil.com ۲۵ خرداد ۱۴۰۱

سلام با کسی که حسادتش بهمون بیان میکنه چیکار کنیم

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱۴ تیر ۱۴۰۱

سلام. در برخورد با این شخص از راهکارهای همین مقاله استفاده بفرمایید.

آواتار کاربر کاربر مهمان شیدا ۳۱ تیر ۱۴۰۱

سلام مرسی از مطالب خوبتون
سوالی داشتم ممنون میشم اگر راهنماییم کنید
همسایه ما فرد حسودی که شدت رفتارش بی نهایت افراطیه
با این که من سعی کردم رابطه را به حداقل برسانم و به هیچ عنوان تحریکش نکنم که باعث حسادتش بشه اما باز هم چون همسایست به هرطریقی سعی در آسیب رساندن داره چه با تهمت و افترای دروغ یا دوبهم زنی
مثلاً به دروغ به فردی دیگه حرف هایی را از جانب من می زنه که حقیقت ندارد اما دیگران را برعلیه من می سازد که باعث تغییر روابط با سایر همسایه ها هم شده
و اخیرا عضو (باشگاه ورزشی که من میرم شده و شلوار من را از کمد من دزدید)
من بارها شده که به خاطر حضور این شخص از خیلی از موقعیت ها و انتخاب هام که هر نوع ارتباطی را باهاش میسر می‌کنه چشم پوشی کردم اما دیگه واقعا خسته شدم نمی دونم چیکار کنم تا کاری بهم نداشته باشه
نه ترسی از کارهاش داره و نه این کار ها رو تمام میکنه
این ها باعث شده به شدت آدم محتاط بشم که نه میتونم به کسی اعتماد کنم نه توانایی مقابله با مسایل و مشکلات ساده را داره لطفاً راهنماییم کنید
متاسفانه امکان تغییر مکان زندگی راهم ندارم

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۴ مرداد ۱۴۰۱

با سلام
متشکرم از لطف شما
ظاهراً شرایط سختی دارید.
به نظرم به این فکر کنید که اون چه نیازی داره که این رفتارها رو از خودش بروز می ده؟ نیاز به دیده شدن؟ نیاز به توجه؟ نیاز به نشون دادن قدرت و برتری؟ نیاز به محبت؟
نیازش رو حدس بزنید و کمکش کنید تا اون نیازش برآورده بشه. مثلاً اگر نیاز به دیده شدن داره، در یک زمینه ازش مشورت بخواهید.
آموزش زیر بهتون میکنه تا بهترین برخورد رو با افراد بدقلق داشته باشید:
روش برخورد با افراد بدقلق

آواتار کاربر کاربر مهمان سمیرا ۲۹ مرداد ۱۴۰۱

به نظرم یکی از مهمترین عوامل به وجود آوردن حسادت، تبعیض بین فرزندان است، حتی در بزرگسالی.
والدین باید دقت کنند اگر یکی از فرزندان حالا به هر دلیل نیاز به توجه بیشتر داره، بقیه را دیگه از یاد نبرند و باعث حسادتشان نشن.
من و خواهرم، هر دو بالای سی سالیم. خواهر کوچکترم جدیدا به خاطر یک سری مشکلاتی که براش پیش آمده، نیاز به توجه بیشتر داره. منم درک می کنم و ناراحت نمیشم. اما گاهی اوقات والدین خصوصا پدرم افراط می کنند. حاضرند هر برخوردی بکنند تا اون ناراحت نشه. حتی سر من داد بزنند ، دعوا کنند که چرا فلان حرف را زدی مگه نمی بینی اون، در این شرایط است و …
اعتراض هم که بکنی، دعوا می کنند. خب وقتی به این حد برسه، منم دیگه احساس حسادت بهم دست میده.
آیا چون بعضی اوقات به خواهرم حسودیم میشه، آدم بدی هستم؟

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱ شهریور ۱۴۰۱

سلام دوست عزیز
بهتون تبریک می گم به احساس حسادتتون آگاه هستید چون اغلب آدم ها به این احساس آگاه نیستند.
به خاطر احساس حسادت، خودتون رو سرزنش نکنید. حسادت به این معنی نیست که شما آدم بدی هستید.
شما احساس حسادت رو یک نشانه بدونید برای اینکه بدونید چه چیزهایی رو می خواهید.
با توجه به مثال حسادتی که اشاره کردید، به نظر میرسه توجه، احترام و محبت پدرتون رو می خواهید.
پس با گفتگو کردن، این خواسته تون رو با پدر در میون بذارید: باباجون، وقتی اون روز، اون حرف رو بهم زدی، ناراحت شدم چون می خوام با احترام بیشتری با من صحبت بشه.

موفق باشید.

آواتار کاربر کاربر مهمان یاسمن ۳۱ مرداد ۱۴۰۱

خانم معتمد پویا، به نظرتون واقعا حسادت تحت هر شرایطی قابل از بین رفتن است؟
من چند سال پبش جایی کار می کردم. کارم هم عالی بود، همه هم راضی بودن. ولی سر لجبازی رئیسمان، عذرم را خواستن. همه بچه ها تعجب کردن که چرا من؟ منی که کارم خوب بود. ولی یکی از بچه ها که کارش افتضاح بود (اینو از رو حسادت نمیگم، بچه های دیگه که کار اون خانم می رسید دستشون و وظیفه شون کارهای بعد از ایشان بود، همش ازش می نالیدند) اونو نگه داشتند …
حق من نبود که برم و اون بمونه.
خب حس تلخ حسادت بهم دست داد …
خب چکار می کردم؟ بهش حسادت کردم.
چطور در همچین شرایطی می تونستم جلوی حسادتم را بگیرم؟

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱ شهریور ۱۴۰۱

سلام دوست عزیز
این حسادت نشانه اینه که شما براتون مهمه که در محیط کار، توانمندی هاتون رو نشون بدید. پس برید سراغ جواب این سؤال که وقتی من یه مهارتی رو بلدم، چطوری توانمندی هام را بروز بدم؟
آموزش زیر به شما کمک می کنه که توانمندی هاتون رو نشون بدید:
روش برخورد با افراد زیرآب زن
موفق باشید.

آواتار کاربر کاربر مهمان محمدمتین ۱۸ شهریور ۱۴۰۱

سلام من یه گوشی جدید خریدم و از خریدم هم راضی هستم ولی پسر عموم هی میاد کرم می‌ریزه میگه گوشیت اصلا خوب نیس چرا بهتر نخرید من همینم به زور خریدم ۶میلیون گوشی آخه. و چند روزه دارم به همین فکر می کنم آخه ذهنم زود شلوغ میشه لطفاً یه راهنمایی کنید و بگید باید چیکار کنم .و بگید گوشی ۶میلیونی گوشی خوبی می‌تونه باشه لطفاً زود جواب بدید

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۱۹ شهریور ۱۴۰۱

سلام دوست عزیز
مهم اینه که با بودجه ای که داشتید، خودتون از خریدتون راضی هستید.
نظر دیگران هیچ اهمیتی نداره، نظر خودتون مهمه.

آواتار کاربر کاربر مهمان عسل اسدی ۲ آبان ۱۴۰۱

سلام.وقت بخیر.
با شخصی که بخاطر حسادتاش پشت سر ما جوری رفتار میکنه که مارو پایین بیاره چه کنیم؟
این شخص توی فامیل و آشنا جوری نمایشی رفتار میکنه که همه گول ظاهرشو میخورن و باورش میکنن.
همه کسانی که با ایشون در ارتباطند به من تیکه میندازن و فکر میکنن من مشکل دارم. از بس این خانم با سیاست رفتار میکنه.
من از نظر اجتماعی و شغلی موقعیت خوبی دارم که فکر میکنم حسادت میکنه.
ایشون همیشه توی ارتباطهاش با افراد جدید به دروغ خودش رو جای من معرفی میکنه و طوری برخورد میکنه که انگار من برای ایشون کار میکنم و دارم از موقعیتش استفاده میکنم.
این خانم که از اقوام هست متاسفانه امکان حذفش نیست.
خیلی با من مشکل داره.
خودش داره آسیب میبینه و به منم آسیب میزنه
واقعا نمیدونم چیکار کنم

آواتار کاربر کاربر مهمان مریم معتمد پویا ۳ آبان ۱۴۰۱

سلام دوست عزیز
شرایط سختیه.
این موقعیت نشون می ده که ظاهراً ایشون شما خیلی از خودش بالاتر می دونه و می خواد شما رو پایین بکشه.
اگر به جای جنگیدن باهاش، به او محبت کنید، خیلی راحت تر با او تعامل خواهید کرد.
در این مورد در آموزش زیر بیشتر توضیح داده ام:
روش برخورد با افراد بدقلق

مریم معتمد پویا ۲۲ آذر ۱۴۰۱

سلام دوست عزیز
احساس حسادت نشانه داشتن یک نیاز هست. پس به این فکر کنید که مادرتون چه نیازی داره؟ نیاز به محبت و توجه شما؟ یا نیاز به حمایت مالی شما؟

آواتار کاربر کاربر مهمان علیرضا جدیری ۲۴ تیر ۱۴۰۲

راهکار مشکلات افراد حسود
خواندن دو کتاب هست.

هنر جنگ
و

۳۳ استراتژی جنگ

همین و بس…!

مریم معتمد پویا ۲۷ تیر ۱۴۰۲

آقای جدیری، ممنونم از پیشنهاد خوبتون.

آواتار کاربر کاربر مهمان تارخ ۲۶ تیر ۱۴۰۲

عالی بود ، قطعا با مطالعه و تجزیه تحلیل حرفاتون با در نظر گرفتن شرایط پیرامونمون، بهترین نتیجه رو میشه ازش گرفت، ممنونم بابت مطالب خوبتون

مریم معتمد پویا ۲۷ تیر ۱۴۰۲

آقای بیرانوند گرامی، ممنونم از توجه و همراهی صمیمانه ی شما. زنده باشید.

آواتار کاربر کاربر مهمان دانش اموز ۲۴ شهریور ۱۴۰۲

سلام
من یک خواهر دارم که ۱۴ سال ازم بزرگتره
اون قدش کوتاه تر ازمنه و من کمی ازش قد بلند ترم.
قد منم کوتاهه و اون به این چیز حسودی میکنه، خیلی حسودی.
همه چیرو برام کوفت کرده
وقتی چیزی میخورم همش به مامانم میگه خیلی لوسش کردی و خانواده م به نیاز های من توجه نمی کنند ولی بااین حال به من حسودی میکنه
همه ی خوشحالی هامو تبدیل به گریه میکنه
وقتی چیزی برام می خرند میاد دعوا را میندازه
چشه واقعن؟
چطوری رفتار کنم؟
واقعا دیونه شدم

مریم معتمد پویا ۲۸ شهریور ۱۴۰۲

سلام دوست عزیز
شرایط سختی دارید.
پیشنهاد می کنم مطالب این مقاله رو یک بار دیگه از ابتدا با دقت مطالعه بفرمایید، چون روش برخورد با افراد حسود را در این مقاله کامل توضیح داده ام.

آواتار کاربر کاربر مهمان فرزانه ۲۵ مهر ۱۴۰۲

سلام وقت بخیر دقیقا دو سال پیش شب یلدا رو وقتی بخاطر میارم به شدت از خودم عصبی میشم چیکار کردم که مادرم به من این حرفو بزنه بخاطر یه جارو برقی نزدن بهم بگه با خواهرت حسودی نکن تو هم وقتی ازدواج کردی با شوهرت میای خونه من مهمونی انگار بخاطراینکه خواهرم نیاد خونمون پا نشدم جارو بزنم من راجع به هیچی به هیچکی چیزی نمیگم ردی داشته باشم به رو نمیارم نمیگم کمرم درد میکنه فعلا حال جارو زدن ندارم اصلا تنبلم و جارو نمیزنم اما وقتی میبینم رفتارشون تحمل کردنی نیست تصمیم میگرم بیشتر ازشون فاصله بگیرم میگن دوری و دوستی… اما برعکس هرچی بیشتر ازشون دور شدم و این دوسال از چیزی دارن بگن چرا از خونه میری بیرون مگه چیکار داری کجا میری صبر کن با خواهرت بریم صبر کن غروب بشه باهم بریم چرا صبحا میری چرا عصر نمیری کسی که اینهمه صبر میکنه و چیزی نمیگه اما بازهم حسودی دارم باهاشون و دشمنشون شدم دیگه حتی از خودم خستم تصمیم گرفتم هیچی نداشته باشم ه پول نه حساب بانکی نه دلخوشی نه خواسته و هدفی فقط کارم بشه نفس بکشم تا دورش بگردم ازینم خسته شدم ترکش کنم و فوقش نفس نکشم هیچ ارزویی ندارم بجز مرگ خودم اید همه راحت بشن با رفتن من… ماجرای فاصله گرفتنم دو سال پیش شروع شد اون موقع به بهانه دانشگاه بیرون میرفتم فتم منو کمتر ببینه شاید خوب بشه اما امروز فهمیدم حتی با رفتن هم مشکل داره ی چیزی میگه حرف بارم میکنه اگه جایی میخای بری برو بگو کجا میری ما بدونیم کجا هستی مردم میگن دخترتو فلان جا دیدیم مثه پدرت دروغ میگی ی جای دیگه میری دروغ میگی پیاده روی نمیری اگه کتابخونه میری اگه کلاس نقاشی میری بگو ما بدونیم… بدون من حتی نیم ساعتم دووم نمیاره باید بگه تو نبودی نوه داری کردم اشپزیم عقب افتاد تو این۲سال ۴بار ازنظرش حسود بودم بخاطر جارو نکردن خونه تو شب یلدا بخاطر حاملگی خواهر یا که تحویل گرفتن لباسش از خیاطی و پوشیدن تو خونه خواهر و یجوری نگاه کردن من بخاطر ارایش نکردنم لباسی که اون میخواد نپوشیدنم بخاطر بیرون رفتنم و تنها موندنش با نوه.. دیگه تصمیم دارم برم ثبت احوال اسممو تغییر بدم بس که با اسمهای مختلف صدام میزنه دیگه هم اسم فامیلها شدم وقتی موقع خرید میرم اتاق پرو میگه حمیده درست لباس بپوش مثل حمیده ای تمام مردم دوروبر منو نگاه بکنن از حرف مادرم بگن اینجوری بکن یگه فریبا غذا نسوزه فریبا همش غذا میسوزوند و مادرش بهش میگفت خونه شوهر رفتی غذا نسوزه کار ی بلد باشی تو ماشین وقتی دارم میرسونمش جایی بگه مثل عباس پدرش لباس میپوشم شلخته هست لباس پوشیدنم موهام شلخته هست ارایش نمیکنم عطر نمیزنم بو میدم . هر کاریو میکنه که مادرش باهاش کرد هیچی براش مهم نیست با شنیدن حرفهاش سکوت میکنم اما کافیه یه کلمه از دهنم بشنوه تا بگه تو طاقت مارو نداری خب با ماحرف نزن ارتباط نداشته باش

مریم معتمد پویا ۲۸ مهر ۱۴۰۲

شرایط سختیه.
ممنون که تجربه تون رو با ما در میون گذاشتید.

آواتار کاربر کاربر مهمان فرهاد معصومی ۲۷ مهر ۱۴۰۲

سلام
مطلب شما آموزنده و مفید بودند
بنده یه همکاری دارم همیشه سعی می کنه بنده را تحقیر و در پیشرفت کاری من سنگ اندازی می کنه
با اینکه من بهش خوبی و احترام می کنم، هر روز بدتر میشه تا بهتر
سعی داره من را پیش مدیر عامل شرکت، یک کارمند بی عرضه و تنبل وبی مسئولیت جلوه بده
در حالی من برعکس این کار را براش انجام میدم
میشه راهنمایی کنید

مریم معتمد پویا ۲۸ مهر ۱۴۰۲

سلام دوست عزیر
ممنونم از لطف شما.
برای روبه روشدن با ایشون، مقاله ی زیر به شما کمک می کنه:
۴ روش برخورد با همکار زیرآب زن(از پشت خنجرزن)

آواتار کاربر کاربر مهمان د ۲۹ آبان ۱۴۰۲

سلام. وقت بخیر.
من تو زندگیم یه شخص بسیار حسود هست که واقعا گاهی اوقات از دستش بسیار ناراحت میشم.
این شخص چندسالی هست با من در ارتباط هست و من به راحتی واکنشش رو نسبت به موفقیت هام میبینم
تا جایی که اگه من یه چیز گرون قیمت بخرم جلوی خودم به خانواده یا با شخصی که در ارتباط هست زنگ میزنه و کلی بحث می‌کنه که من هم فلان چی رو میخوام چون دوستم (من) خریده.
تا جایی که من اصلا دیگه بروز نمیدم چیا میخرم
اما جدید سر مسائل درسی به شدت ازش ناراحتم جوری که میخام دیگه باهاش ارتباطم رو کم کنم احساس میکنم هرچند سکوت کردم در برابرش کافیه آخه مجبورم همه چیو ازش پنهون کنم

مریم معتمد پویا ۳۰ آبان ۱۴۰۲

بله، گاهی قطع رابطه انتخاب خوبیه

آواتار کاربر کاربر مهمان TAHMINE ۶ مرداد ۱۴۰۳

خدارو ۱۰۰۰مرتبه شکر همه بی نهایت حسود دارن اما من سوال دارم شما که گوشی خوبی خریدی که مبارکته اگه لباس بی نظیری خریدی نوش جونت سوال منه حسود(هه) اینه که چه لزومی داشت خرید اینارو تو بوق و کرنا جار بزنی؟؟؟اینکه کسی چیزی که بدست اورده جای تقدیر داره اما جوری که اون خودش متوجه بشه نه اینکه از روی هراسمی غیر از حسادت ما بخواییم بهش بفهمونیم ما فلان چیزو خریدیم بعدشم مگه خودتون نمیگید رو مسائل خودتون متمرکز باشید؟؟؟؟؟چرا خیال میکنن که کسی روی اونا متمرکزه این افراد غیر حسود؟

مریم معتمد پویا ۸ مرداد ۱۴۰۳

ممنون که نظرتون رو گفتید

آواتار کاربر کاربر مهمان تامی ۲ شهریور ۱۴۰۳

دیدگاه روانشناسی گشتالت وفروید و..درباره تنش انرژی وغیره خیلی جالبه.توصیه میکنم مطالعه کنید.مکتب بودایی و ذن هم خیلی جالب و خیلی خیلی مفیده…منم با مطالعه اینا برعکس شدم.میرم باشگاه ومیخام باشگاه بزنم بهم حسادت میکنن میرم دانشگاه سره کار و…بهم حسادت میکنن.افراده حسود ادمایه باهوشی هستن طوریکه بیشتراز افراده عادی نظره ادمو جلب میکنن.وبا فتنه وقاطی کردنه حرفه راست و باچاشنی دروغ،میخوان شمارو تخریب کنن.حتی دروغای افراده حسود رو بیشتر باور دارن.چون حسود میشینه وبا نقشه قبلی فکر میکنه و زندگی ورفتار وغیره شمارو بررسی میکنه و با نقشه دقیق میره وشما رو بازیرکی تخریب میکنه.روانشناسی گشتالت میگه وقتی کسی داره ب ناحق شمارو با فتنه دروغ وحیله و… تخریب میکنه ،وذهنه شما رو با این حرفها وحیله های ناحق درگیر میکنه و ذهنتون دچار تنش میشه.و این تنش خودش رو با تفکر وتخیلات عصبانیت و…در شما نشون میده.مثلا همش فکر میکنید اینو چکار کنم ک ولم کنه و مردم دروغهاوحیله هاش رو درباره من باور نکنن،این تفکرات باعث میشه شما نتونید به پیشرفت وکارهای مثبت فکر کنید.پس بهتره بجای درگیر کردنه خودتان با این تنشها،سعی کنید ازش انتقام بگیرین.حالا این انتقام چجوری باشه؟؟مثلا برید درهرکاری پیشرفت کنید تا به سطحی برسید ک اون حسود بیشتر بترکه.خودتان وذهنتان را مشغوله کارها وپیشرفتها کنید.چون حسود باکارهاش میخاد شمارو عصبانی ومانع پیشرفتتان بشه.و میخاد شمارو در ذهن دیگران تخریب کند.وشما واکنش منفی نشون بدید.وشما وقتی واکنش مثبت نشون بدین وبیشتر پیشرفت کنید ودیگران از شما تعریف وجذبتان شوند،اون حسود بیشتر عقده ای میشه.براساس تجربه ومطالعه شخصیم یه مقاله نوشتم واینو خلاصه وساده نوشتم.اگه خاستین تا کامل بیارمش

مریم معتمد پویا ۶ شهریور ۱۴۰۳

متشکرم که این موضوع رو به خوبی باز کردید.
خوشحالم میشم لینک مقاله تون رو کامنت کنید.

آواتار کاربر کاربر مهمان لاله ۳۰ شهریور ۱۴۰۳

با سلام
خیلی ممنونم از مطالب مفیدتون
بنده خیلی وقته از همون کودکی گرفتار این موضوع بودم
الانم واقعا ب نظرم افراد حسود سم های زندگی ان
اگه از نزدیکان باشن ک واقعا خیلی شرایط رو برا آدم سخت میکنن
چون طاقت خوب دیده شدن بقیه رو ندارن ازشون هیچ چیز هم بعید نیست
نصیحت من ب شما و چیزی تجربه کردم اینه ک خوشحالیتونو پیش این افراد ب نمایش نزارید هدف هاتونو نگید
در کل حس حسادت درونشون رو پر رنگ نکیند
چون حسادت جلوی چشمشونو میگیره و برای آسیب رسوندن بهتون دست ب هر کاری میزنن

مریم معتمد پویا ۳ مهر ۱۴۰۳

ممنون که تجربه تون رو گفتید

آواتار کاربر کاربر مهمان m ۱ آبان ۱۴۰۳

سلام و درود خدمت شما.
من ۱۲ سالمه و مدیر منو اورد بالا و بهم جایزه داد و کلی ازم تغریف کردم به عنوان دانش اموز خوب.
بعد از اون به بعد اکثر بچه های مدرسه بهم حسودی میکنن و اذیتم میکنن مدام.
میشه بگید چیکار باید کنم؟

مریم معتمد پویا ۸ آبان ۱۴۰۳

نیاز به انجام هیچ کاری نیست. اونها پشت سرت هستند و به تو دارند نگاه می کنند و حسودیشون میشه. حالا باید چه کار کنی؟ هیچ کاری. نباید برگردی به آدم هایی که پشت سرتند نگاه کنی. فقط پر قدرت جلو برو.

آواتار کاربر کاربر مهمان اسیسم ۲۰ آبان ۱۴۰۳

سلام.
با اینکه دانشجو بودم بدون اینکه کسی بفهمه دوباره کنکور دادم
و رشته خیلی خوبی قبول شدم
ولی میترسم به فامیلا و آشنایان بگم
چون احساس میکنم ممکنه حسادت کنند
یعنی مطمئنم.
الان ازم راجب دانشگاه میپرسن چی بگم ؟
آخه دوست ندارم کسی باهام بد بشه

مریم معتمد پویا ۲۲ آبان ۱۴۰۳

تبریک میگم بابت قبولی در رشته خوبت. این موفقیت خیلی بزرگه و جای افتخار داره. درک می‌کنم که چرا نگران واکنش اطرافیانت هستی و می‌ترسی که حسادت کنند. این احساس کاملا طبیعیه.

چه چیزی بگویی؟

در مورد اینکه به سوال‌های اطرافیان در مورد دانشگاه چه جوابی بدهی، چند پیشنهاد دارم:

حقیقت را با کمی تغییر بیان کن:
مثلاً بگو که در حال حاضر مشغول مطالعه و تحقیق در زمینه‌ی رشته‌ی مورد علاقه‌ات هستی.
یا بگو که در یک دوره آموزشی تخصصی شرکت می‌کنی که بهت کمک می‌کنه برای آینده شغلی‌ت آماده بشی.
سوژه را عوض کن:
وقتی سوال در مورد دانشگاه می‌شود، به سرعت به موضوع دیگری مثل سرگرمی‌های جدیدت، برنامه‌های سفر یا هر چیز دیگری که دوست داری صحبت کنی، تغییر موضوع بده.
جوابی کوتاه و کلی بده:
مثلاً بگو که در حال حاضر روی خودم کار می‌کنم و برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنم.

آواتار کاربر کاربر مهمان س.ب.ح. ۱۲ آذر ۱۴۰۳

سلام و درود خدمت شما
من یه دانش‌آموز دبیرستانی هستم که به علّت اینکه از نفرات برتر دبیرستان هستم و پیش مدیر، معاونین و دبیران اعتبار خاصی دارم، آدم‌های حسود زیادی دور و برم، چه در کلاس خودم و چه در سایر کلاس‌ها هستن که تقریباً می‌خوام سر به تنشون نباشه.
با توجه به گام دومی که در برخورد با افراد حسود ذکر کردین و اینکه من تقریباً تمام معیارها و شایستگی‌های یک دانش‌آموز خوب رو دارم(نمی‌گم که کامل هستم، اتّفاقاً من هم به اندازه خودم نقص دارم) انتقادی بالاخذ از جانب این اراذل به من وارد نیست.
هر روز از بابت این حسودا فشار روانی روز به روز بیشتر میشه.

ممنون میشم که یه راهکار مؤثر برای مقابله با این افراد از همه نظر حسود بهم پیشنهاد بدید.

مریم معتمد پویا ۱۳ آذر ۱۴۰۳

سلام دوست عزیز و دانش‌آموز موفق.

درک شرایطت کاملا برای من قابل درک است. موفقیت تو باعث شده که مورد حسادت برخی قرار بگیری. این احساس، متاسفانه در جوامع مختلف، به خصوص در محیط‌های رقابتی مثل مدرسه، بسیار رایج است.

اما خبر خوب اینجاست که تو کاملا آگاهانه با این موضوع برخورد می‌کنی و به دنبال راه حل هستی. این نشان می‌دهد که تو فردی باهوش و مسئولیت پذیری هستی.

چند پیشنهاد برای مقابله با این افراد حسود:

توجهت را به خود معطوف کن، نه به آنها: به جای اینکه انرژی‌ات را صرف فکر کردن به این افراد و واکنش‌هایشان کنی، روی اهداف و رویاهای خودت تمرکز کن. مطالعه، ورزش، فعالیت‌های مورد علاقه‌ات و گذراندن وقت با دوستان واقعی‌ات می‌تواند به تو کمک کند تا از این فشار روانی بکاهی.
با اعتماد به نفس به خودت نگاه کن: تو به حق به خودت افتخار می‌کنی و این کاملا طبیعی است. سعی کن این اعتماد به نفس را در رفتار و گفتارت نشان دهی. اما حواست باشد که این اعتماد به نفس با غرور اشتباه نشود.
به انتقادهای سازنده گوش بده: حتی اگر از طرف افرادی که به تو حسادت می‌کنند، انتقاداتی به سرت برسد، سعی کن به دنبال نکات مثبت در آن‌ها باشی. شاید در برخی موارد، این انتقادها بتواند به تو کمک کند تا خودت را بهتر بشناسی و پیشرفت کنی.
با افرادی که به تو انرژی مثبت می‌دهند، ارتباطت را قوی‌تر کن: دوستان واقعی‌ات، خانواده‌ات و معلمانی که به تو اعتقاد دارند، می‌توانند بهترین پشتیبان‌های تو باشند. وقت بیشتری را با آن‌ها بگذران و از حمایت‌هایشان استفاده کن.
به خودت یادآوری کن که همه کامل نیستند: حتی موفق‌ترین افراد هم نقاط ضعف و نقص‌هایی دارند. تو هم از این قاعده مستثنی نیستی. پذیرفتن این موضوع به تو کمک می‌کند تا با آرامش بیشتری با انتقادها روبرو شوی.
اگر این موضوع روی سلامت روان‌ات تاثیر منفی گذاشته، با یک مشاور صحبت کن: یک مشاور می‌تواند به تو کمک کند تا راهکارهای موثرتر برای مقابله با این شرایط را پیدا کنی و مهارت‌های مدیریت استرس و اضطراب را بیاموزی.
مهم‌ترین نکته این است که تو نباید اجازه بدهی که حسادت دیگران، مانع پیشرفت تو شود. با حفظ آرامش و تمرکز بر اهداف خودت، قطعاً می‌توانی بر این شرایط غلبه کنی.

آواتار کاربر کاربر مهمان س.ب.ح. ۱۳ آذر ۱۴۰۳

از اینکه برام وقت گذاشتین و از بابت راهنمایی‌هاتون از شما ممنونم.

آواتار کاربر کاربر مهمان مرتضی ۲۲ دی ۱۴۰۳

ممنون ازتون بابت آگاهی که به اشتراک گذاشتید برامون🌹🌹

مریم معتمد پویا ۲۵ دی ۱۴۰۳

سپاسگزارم. لطف شما بر من پوشیده نیست.

آواتار کاربر کاربر مهمان مرضیه تقوایی ۶ بهمن ۱۴۰۳

سلام عزیزم
دنبال یه واژه طلایی میگردم برا حسودام که خیلی زیادن. منم خیلی اذیت میشم. میخوام در امان باشم.
فاصله نه قطع رابطه. فاصله ذهنی و فکری. کمتر ببینمشون. کمتر یادشون باشم. کمتر حواسم مشغولشون باشه.
اگه دوسشون نداریم اشکال نداره. اما باهاشون مهربان باشیم آخه اونا خیلی پست و خفیفن.

مریم معتمد پویا ۱۶ بهمن ۱۴۰۳

سلام عزیزم، درکت می‌کنم. حسادت دیگران می‌تونه خیلی آزاردهنده باشه، مخصوصا وقتی که تعدادشون هم زیاد باشه. اما مهم اینه که اجازه ندیم این حسادت‌ها روی زندگی و آرامش ما تاثیر بذاره.

بهترین راه برای مقابله با حسادت، همونطور که خودت هم اشاره کردی، فاصله گرفتن هست، نه لزوما قطع رابطه، بلکه ایجاد یک حریم ذهنی و فکری.

چند تا نکته برای ایجاد این فاصله
کاهش تعامل: سعی کن تا حد امکان ارتباطت رو با این افراد محدود کنی. لازم نیست خیلی رک و مستقیم بهشون بگی، بلکه می‌تونی به تدریج و با ملایمت، میزان رفت و آمد و صحبت‌هات رو کمتر کنی.
عدم تمرکز: مهم‌ترین چیز اینه که ذهنت رو از این افراد و حسادت‌هاشون دور نگه داری. بهشون فکر نکن، در موردشون صحبت نکن و اجازه نده که ذهنت رو مشغول کنن. هر وقت فکرشون اومد سراغت، سعی کن به یه موضوع دیگه فکر کنی، یه کتاب بخونی، یه فیلم ببینی یا هر کار دیگه ای که بهت آرامش می‌ده.
تقویت اعتماد به نفس: حسادت دیگران معمولا زمانی بیشتر اذیت می‌کنه که ما خودمون هم به خودمون شک داشته باشیم. پس سعی کن اعتماد به نفس خودت رو بالا ببری، به توانایی‌هات ایمان داشته باشی و بدون توجه به حرف‌های دیگران، راه خودت رو بری.
مهربانی از سرِ بزرگواری: درست گفتی، لازم نیست با این افراد بد باشیم، حتی اگه حس خوبی هم بهشون نداریم. مهربانی ما نشونه بزرگواری و بلوغ فکری ماست. اما این مهربانی نباید از روی ضعف باشه، بلکه باید از روی قدرت و اعتماد به نفس باشه.
جایگزینی افکار منفی با مثبت: هر وقت حس کردی که افکار منفی در مورد این افراد و حسادت‌هاشون داره به ذهنت هجوم میاره، سعی کن سریعا اون‌ها رو با افکار مثبت جایگزین کنی. به چیزهای خوب زندگیت فکر کن، به موفقیت‌هات، به دوستای خوبت، به چیزهایی که دوست داری.
یه نکته مهم
به یاد داشته باش که حسادت، یه حس کاملا طبیعیه که تو همه آدم‌ها وجود داره. مهم اینه که اجازه ندیم این حس، ما رو کنترل کنه و باعث آزارمون بشه. به جای تمرکز روی حسادت دیگران، روی رشد و پیشرفت خودت تمرکز کن و بدون توجه به حرف‌های منفی، راه خودت رو برو.

مطمئن باش که با این کار، نه تنها از حسادت دیگران در امان می‌مونی، بلکه زندگی شادتر و موفق‌تری هم خواهی داشت.

آواتار کاربر کاربر مهمان محمدرضا جعفری ۱۱ فروردین ۱۴۰۴

سلام و خدا قوت خانم معتمد پویا
ضمن تشکر از شما و سایتتون
این جز معدود سایتهاییه که توی گوگل سرچ کردم و وقتی مقاله تون رو خوندنم دیگه وسطاش اصلا یه بار سنگینی از روی دوشم براشته شد و کلی حس خوب ازتون گرفتم. بسیار ممنونم بابت آگاهیهای ارزشمندتان.
و یک برداشت شخصی:
من همیشه وقتی مشغول بودم به کارم، به زندگیم، به هرچیزی که سرگرمم کنه یا اصلا یا خیییییلی کم به حسادتهای دیگران علیه خودم فکر کردم. اینکه آدم خودشو بشناسه و مسیرشو با تلاش، تعهد و تمرکز روی خودش و رسالتش بگذاره، هدفمند باشه، خیلی خیلی آدمو کمک میکنه و یجایی میبینی اونقدر کارای مهمتری هست که در اولویته که اونا اصلا بنظر نمیان و خلاصه بهترین راه فقط پیشرفته. نه بخاطر دیگران، به خاطر خودت …
و اینکه حسادت واقعا بیشترین صدمه رو به خود شخص میزنه چون تمام دستاوردها انگاری اون‌حس خوبه رو نمیدن و توخالی اند.
پس دنیای خودتو زندگی کن و بهشتی بساز برای خودت، با باور های خوب، عشق، تلاش، توکل و تمرکز روی خود و تمام.
امیدوارم که همیشه برقرار باشید و خوشبخت در‌پناه خدای مهربان

مریم معتمد پویا ۱۱ فروردین ۱۴۰۴

سلام و سپاس آقای جعفری عزیز،
از خواندن پیام دلگرم‌کننده و نگاه عمیق شما به زندگی بسیار لذت بردم. خوشحالم که مقاله توانسته کمی از سنگینی ذهنی‌تان کم کند و حس خوبی به شما بدهد.

برداشت شخصی شما فوق‌العاده الهام‌بخش بود. اینکه روی مسیر خودمان تمرکز کنیم و اجازه ندهیم حواشی ذهنمان را درگیر کند، یکی از بهترین راه‌ها برای آرامش و رشد است. همان‌طور که گفتید، حسادت بیشترین آسیب را به خود فرد می‌زند و وقتی ما عمیقاً درگیر رشد شخصی و رسالت خودمان باشیم، دیگر فرصتی برای توجه به این مسائل باقی نمی‌ماند.

سپاس از اینکه دیدگاه ارزشمندتان را با ما به اشتراک گذاشتید. امیدوارم همیشه در مسیر پیشرفت، آرامش و خوشبختی باشید. 🙏✨

آواتار کاربر کاربر مهمان نیلووو ۱۹ مرداد ۱۴۰۴

برادرم با من اینکارها رو میکرد و اونقدر بهم آسیب زد که جای من رو پیش پدر مادرم گرفت
و حالا مریض شدم و روانم بهم ریخته و پرخاشگر شدم و بابت آزارهایی که این ۳۰ سال بهم زده ازش دلخورم و مدام با دیدن تکرار اون کارها بهش تذکر میدم و به روش میارم که چقدر اذیتم کرده
انگار ناخودآگاه وایب آدم حسود رو میدم چون دقت کردم به جز برخی از ویژگی هایی که نوشتید مثل زیر آب زنی و پشت سرش پیش دیگران حرف زدن(البته پیش پدرمادرم شکایتشو میکنم) و یکی دو تای دیگه بقیشو انجام میدم
ولی من حسود نیستم. خیلی ناراحت شدم با اینکه حسود نیستم از روی خشمی که بخاطر آسیب هایی که ازش دیدم اون واکنش های اشتباه رو نشون دادم .
باید چیکار کنم از دست این آدم؟

مریم معتمد پویا ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

خیلی متاسفم که این همه سال آزار دیدی و هنوز هم درگیر این دردها هستی. تجربه‌ات خیلی سخت و عمیقه و کاملاً قابل درکه که باعث شده واکنش‌هات گاهی از خشمی باشه که هنوز خوب درمان نشده. اینکه تونستی تشخیص بدی کدوم رفتارها حسودی هست ولی ریشه‌ش از جای دیگه‌ست، قدم بزرگیه.

پیشنهاد می‌کنم اول خودت رو بابت این احساسات سرزنش نکن؛ این نشونه آسیب عمیقه که نیاز به زمان و مراقبت داره. شاید مشورت با یک روانشناس یا مشاور بتونه بهت کمک کنه بهتر با این حس‌ها و واکنش‌ها کنار بیای و راه‌هایی برای کاهش درگیری‌ها با اون آدم پیدا کنی.

در مورد برخورد با برادرت هم سعی کن هر موقع حس کردی آرامش نداری یا واکنش‌هات تند میشه، فاصله بگیری و با خودت تمرین کنی که چطوری احساساتت رو بدون درگیری بیان کنی. یادت باشه حق داری ناراحت باشی و ازش دلخور باشی، ولی محافظت از سلامت روانت مهم‌تره.

آواتار کاربر کاربر مهمان زهرا صفاریان ۹ مهر ۱۴۰۴

سلام و عرض ادب
حسادت رو‌ جور دیگر باید دید
کل برداشت من از این مقاله بود
سپاسگزارم ……

مریم معتمد پویا ۹ مهر ۱۴۰۴

سلام و ارادت 🌹 خیلی ممنون از نگاه متفاوتتون، درست می‌فرمایید، هر کسی می‌تونه از زاویه‌ای خاص به موضوع حسادت نگاه کنه. خوشحال شدم که خوندن این مقاله، برداشت شخصی شما رو شکل داد 🙏

آواتار کاربر کاربر مهمان ریحانه پزشکی ۴ اسفند ۱۴۰۴

با سلام
من ادم حسودی نبودم ولی تو زندگیم بودن کسانی که برام توطئه کردند توی فامیل و دوستام از همشون دلخور بودم توی مدرسه هم مادر یکی از دوستام برام دسیسه کرد دچار اش نخورده و دهن سوخته شده بودم کاری که دوست همکلاسی دوستم انجام داده بود گردن من خراب شد درصورتی که من مقصر نبودم به خاطر اون خانم و قضاوت بی جای مدیر مدرسه لوح تقدیری که قراربود بهم بدهند رو ندادند و اون خانم که مادر دوست من بود توی مراسمی که توی تالار برگزار میشد از کنار مادر من بلند شد و رفت و به ناحق منو قضاوت کرد در صورتی که من مقصر نبودم منم نفرینش کردم بعده ها فهمیدم اون مادر داغ دار اولادش شده مادر من سید هستند و ایشان رو نفرین کردند چون کارشون خیلی زشت بود و بعده ها فهمیدم دوستم به علت سرطان خون در سن ۳۴ سالگی فوت کرده با وجودی که دانشگاه تهران هم قبول شده بود و مادرش برای من دسیسه کرد و در صورتی که من تقصیری نداشتم دوستم تو مسیر زندگی برام جفت پا گرفت من به خدا واگذار کردم … البته وقتی فهمیدم فوت کرده خیلی براش ناراحت شدم و گریه کردم چون تقصیر مادرش بود که منو قضاوت کرد در صورتی که در اون سن من تقصیری نداشتم و دفترچه خاطرات دوستم رو شخص دیگه ای توش نوشته بود و من ننوشته بودم و کاسه کوزه ها سر من خراب شده بود خدا رحمتش کنه ولی حسادت کردن خوب نیست ادم باید غبطه بخوره و با حیله گری مسیر زندگی دیگران رو تغییر نده خیرخواه هم باشیم اگر کسی راه درست رو نرفت دستش رو بگیرید هدایتش کنید بهش تذکر بدید نه این که هولش بدید زمین بخوره تا خدا هم شما رو زمین نزنه امین

مریم معتمد پویا ۵ اسفند ۱۴۰۴

سلام

از اینکه تجربه‌تان را با صداقت و جزئیات بیان کردید متشکرم. آنچه توصیف کرده‌اید، ترکیبی از قضاوت ناعادلانه، سوءتفاهم، و دخالت‌های آسیب‌زننده است که می‌تواند زخم عمیقی در ذهن و احساس انسان باقی بگذارد؛ مخصوصاً وقتی فرد واقعاً مقصر نبوده است.

در مواجهه با رفتارهای حسودانه یا قضاوت‌های نادرست، چند نکته مهم وجود دارد:

حسادت دیگران، تعریف‌کننده ارزش ما نیست؛ هرچند می‌تواند مسیرمان را سخت‌تر کند.
واگذار کردن قضاوت نهایی به خدا، زمانی سالم است که همراه با رها کردن خشمِ فرساینده باشد، نه حمل آن تا سال‌ها.
نفرین و آرزوی آسیب، هرچند از دلِ رنج می‌آید، اما بیش از همه روانِ خود فرد را زخمی نگه می‌دارد.
هدف مهارت‌های ارتباطی این نیست که رنج‌ها را انکار کنیم، بلکه کمک می‌کند:

✅ مرز بگذاریم

✅ خودمان را از بازیِ حسادت دیگران بیرون بکشیم

✅ و اجازه ندهیم بی‌عدالتی، ما را شبیه همان رفتارهای نادرست کند

همان‌طور که خودتان گفتید، غبطه جایگزین سالم‌تری برای حسادت است و خیرخواهی، حتی اگر همیشه دیده نشود، در نهایت به آرامش درونی منتهی می‌شود.

برایتان آرامش، التیام زخم‌های قدیمی و سبکیِ دل آرزو می‌کنم 🌿

آواتار کاربر کاربر مهمان ریحانه پزشکی ۴ اسفند ۱۴۰۴

من هیچ وقت بدخواه کسی نبودم و حسادت هم نکردم ولی امیدوارم هرکس هر کار با زندگیم کرد سر خودش و بچش هم باید به حق علی ع به تیر غیب دچار شوند بدخواهان و بیماردلانی که برای دیگران راه نیستند چاه هستند

آواتار کاربر کاربر مهمان عسل ۳ خرداد ۱۴۰۵

سلام
من و شوهرم با خواهرشوهر و شوهرش هم سن هستیم؛منتها ما ۴ سال بعد اون ها ازدواج کردیم؛ اما مقبولیت بیشتری پیش اطرافیان داریم و در طول ازدواج علاوه بر مشکلات زیاد که اون ها هم اطلاع داشتن ولی مدام ابراز خوشحالی میکردن، یه سری اتفاق خوب برامون افتاد که باعث شد برآشفته بشن؛حالا اونا با تمام وجود مدام تلاش میکنن منو و همسرم رو خصوصا من رو پیش خانواده‌ی شوهرم پایین بکشن واکنش من چطور باید باشه؟
راهکارهای هم غیبت، انتقاد توجمع، پیش کشیدن مسائل خانوادگی من، در دسترس نبودن(با اینکه قبلا دوست بودیم)،تبریک نگفتن، شایعه پراکنی هست.
اول اون هارو در دسته‌ی بی آزار قرار دادم ولی الان با گذشت حدود ۲ سال متوجه شدم چیزی فراتر از تهدید احتمالی هستن.

مریم معتمد پویا ۵ خرداد ۱۴۰۵

سلام دوست عزیز؛

درک می‌کنم که قرار گرفتن در موقعیت قضاوت، غیبت و تلاش دیگران برای تخریب چهره‌تان چقدر می‌تواند انرژی‌بر و ناراحت‌کننده باشد. توصیف شما نشان می‌دهد که با پدیده‌ای به نام «حسادت واکنشی» در روابط خانوادگی روبرو هستید که متأسفانه وقتی یکی از طرفین احساس عقب‌ماندگی یا تهدید شدنِ جایگاه (مقبولیت) را می‌کند، رخ می‌دهد.

با توجه به اینکه فرمودید این رفتارها از مرحله «بی‌آزاری» به مرحله «تخریب» رسیده است، پیشنهاد می‌کنم این استراتژی‌های ارتباطی را به کار بگیرید:

۱. استراتژی «بی‌اعتنایی فعال» (Active Ignoring):

بسیاری از رفتارهای آن‌ها (مثل تبریک نگفتن یا در دسترس نبودن) برای این است که واکنش شما را برانگیزند. وقتی شما بابت تبریک نگفتن گله می‌کنید، یعنی آن‌ها موفق شده‌اند روی حال شما اثر بگذارند. صبور باشید و طوری رفتار کنید که انگار اصلاً متوجه این تغییرات نشده‌اید. عزت‌نفس شما نباید به تایید یا تبریک آن‌ها گره بخورد.

۲. مدیریت هوشمندانه اطلاعات (Information Control):

از این به بعد، دایره اطلاعاتی آن‌ها را محدود کنید. موفقیت‌ها، برنامه‌های آینده و حتی جزئیات خوشایند زندگی‌تان را در حضور آن‌ها یا افرادی که می‌دانید به آن‌ها گزارش می‌دهند، جار نزنید. «سکوتِ انتخابی» قوی‌ترین ابزار شما در برابر افراد حسود است.

۳. پاسخ به غیبت و شایعه‌پراکنی:

اگر متوجه شدید پشت سر شما حرفی زده شده، مستقیم با آن‌ها وارد جنگ نشوید. در عوض، در حضور خانواده همسر، با «رفتارِ متضاد» خودتان را ثابت کنید. اگر می‌گویند شما مغرورید، شما متواضع‌تر و مهربان‌تر از همیشه با خانواده همسر برخورد کنید. اجازه دهید «تجربه مستقیم» خانواده همسر از شخصیت شما، شایعات آن‌ها را خنثی کند.

۴. جرات‌مندی در لحظه (قطع زنجیره انتقاد):

اگر در جمع انتقادی از شما یا خانواده‌تان کردند، به جای سکوتِ مطلق یا پرخاشگری، از تکنیک «سؤال معکوس» استفاده کنید. مثلاً با لبخند و آرامش بپرسید: «جالبه که این موضوع ذهنت رو درگیر کرده، چطور به این نتیجه رسیدی؟» این کار باعث می‌شود فرد متوجه شود که شما متوجه نیت او هستید و فضا برای ادامه تخریب برایش ناامن می‌شود.

۵. حفظ حریم شخصی (Distant Politeness):

رابطه را از حالت «دوستانه» به حالت «محترمانه اما دور» تغییر دهید. یعنی در میهمانی‌ها سلام و احوالپرسی گرم و رسمی داشته باشید، اما از صمیمی شدن و در میان گذاشتن مسائل شخصی جداً خودداری کنید.

نکته آخر: یادتان باشد آدم‌هایی که برای پایین کشیدن دیگران تلاش می‌کنند، در واقع پذیرفته‌اند که در سطحی پایین‌تر از آن‌ها قرار دارند. مقبولیت شما نزد دیگران با حرف‌های آن‌ها از بین نمی‌رود، بلکه با «واکنش‌های تکانشی و ضعیف» شما ممکن است خدشه‌دار شود. پس آرامش خود را حفظ کنید و روی رشد شخصی خودتان تمرکز کنید.